بازار بدهی چیست و چه کاربردی دارد؟


نسبت های مالی یکی از مهم ترین ارکان در تحلیل بنیادی است که با استفاده از آن ها می توان ارزنده بودن یک شرکت را تشخیص داد.

انواع نسبت های مالی بورس و کاربرد آن در تحلیل بنیادی

نسبت های مالی یکی از مهم ترین ارکان در تحلیل بنیادی است که با استفاده از آن ها می توان ارزنده بودن یک شرکت را تشخیص داد.

نسبت های مالی مقادیر عددی و فرمول هایی هستند که با استفاده از آن ها می توانیم بنیاد یک شرکت را بسنجیم. در واقع نسبت های مالی مهمترین ابزار برای تحلیل فاندامنتال (بنیادی) است. این نسبت ها به ما دید بهتری برای مقایسه شرکت ها و یا یک شرکت در زمان های مختلف را می دهد. داده های مالی شرکت ها مهمترین ابزار مورد استفاده در نسبت های مالی هستند و اعداد موجود در این داده ها را با قرار دادن در نسبت های مالی می توانیم به اطلاعات معنادار تبدیل کنیم و با استفاده این اطلاعات موقعیت و ارزش یک شرکت را بسنجیم. نسبت های مالی انواع مختلفی دارند و به ۵ دسته تقسیم می شوند.

دسته بندی نسبت های مالی

نسبت های مالی به ۵ دسته به صورت زیر تقسیم بندی می شود:

نسبت های نقدینگی

نسبت های اهرمی و پوششی

نسبت های فعالیت

نسبت های سودآوری

نسبت های ارزش بازار

نسبت های نقدینگی

پول نقد قویترین ابزار یک شرکت برای شروع فعالیت و ادامه راه است و نسبت های نقدینگی برای سنجش قدرت نقدینگی یک شرکت استفاده می شود. نسبت های نقدینگی در واقع دید وسیع تری به سرمایه گذار برای سرمایه گذاری در یک شرکت می دهد زیرا به ما می گوید که این شرکت در زمان نیاز به پول نقد و تسویه بدهی های جاری چه میزان قدرت نقدینگی دارد. در صورتی که وضعیت مالی یک شرکت نامناسب باشد اولین پالس های آن را می توانیم در نسبت های نقدینگی مشاهده کنیم.

نسبت های نقدینگی به ۳ دسته تقسیم می شوند:

نسبت جاری

یکی از نسبت های مالی در بخش نقدینگی، نسبت جاری است که از تقسیم دارایی های جاری بر بدهی های جاری به دست می آید. این نسبت میزان توانایی شرکت در بازپرداخت بدهی‌های کوتاه مدت را نشان می دهد.

بدهی‌های جاری / دارایی‌های جاری = نسبت جاری

در نسبت جاری باید عدد بدست آمده نزدیک به ۱ باشد اگر عدد کمتر از ۱ باشد نشان دهنده ضعف قدرت نقدینگی شرکت در پرداخت بدهی های جاری است و در صورتی که شرکت بخواهد امروز تمام بدهی های خود را پرداخت کند نمی تواند و اگر بیشتر از ۱ باشد نشان دهنده توانایی شرکت در بازپرداخت بدهی ها دارد. اما بالا بودن بیش از حد نسبت جاری هم نشان دهنده درست کنترل نکردن نقدینگی شرکت است و از این موضوع اطلاع می دهد که در شرکت از نقدینگی ها به شکل درستی برای سودآوری استفاده نمی شود و میزان نقدینگی شرکت بسیار بالا است.

نسبت آنی

یکی دیگر از نسبت های مالی مورد استفاده در نسبت های نقدینگی، نسبت آنی نامیده می شود. این نسبت از تقسیم دارایی های جاری (بدون در نظر گرفتن موجودی کالا و پیش پرداخت ها) بر بدهی های جاری بدست می آید. این نسبت در واقع جزئی تر از نسبت جاری به میزان قدرت شرکت در پرداخت بدهی ها نگاه می کند و محطاتانه عمل می کند.

بدهی‌های جاری / (پیش‌پرداختها – موجودی کالا – دارایی‌های جاری)= نسبت آنی

اگر نسبت آنی نزدیک به یک باشد نشان دهنده وضعیت مناسب شرکت در بازپرداخت بدهی های کوتاه مدت است، اگر کمتر از یک باشد نشان از وضعیت نگران کننده و عدم توانایی بازپرداخت سریع بدهی ها را می دهد.

اما بالا بودن عدد نسبت آنی نشان دهنده‌ی دو موضوع است: ۱) نقدینگی بالا در شرکت و یا زیاد از حد بودن میزان مطالبات. ۲) اطمینان خاطر دادن به بستانکاران برای توانایی بازپرداخت بدهی هایشان. که باز هم این دو مورد نشان از ضعف مدیریتی شرکت در استفاده از منابع نقدی است.

نسبت نقدی

نسبت نقدی میزان توانایی شرکت برای پرداخت بدهی ها با پول نقد موجود در شرکت را نشان می دهد.در این نسبت حساب های دریافتنی هم از سرمایه های شرکت برداشته می شود.

بدهی‌های جاری / (وجوه نقد + سرمایه گذاری کوتاه‌مدت)=نسبت نقدی

نسبت های سودآوری

سود یکی از مهمترین ارکان جذب سرمایه گذار است و بیشترین تلاش شرکت ها برای بدست آوردن سود بیشتر است، نسبت های سودآوری یکی از نسبت های مالی است که معیاری برای سنجش قدرت سودآوری یک شرکت مورد استفاده قرار می گیرد.

نسبت های سودآوری به ۵ دسته زیر تقسیم می شود:

نسبت های حاشیه سود ناخالص

نسبت حاشیه سود عملیاتی

نسبت حاشیه سود خالص

نسبت بازده سرمایه گذاری

نسبت بازده حقوق صاحبان سهام

نسبت حاشیه سود ناخالص

نسبت مالی حاشیه سود ناخالص بخشی از نسبت های سودآور است که درصد سود ناخالص یک شرکت از کل فروش محصولاتش را نشان می دهد.

فروش خالص / سود ناخالص = نسبت سود ناخالص

نسبت حاشیه سود خالص

نصبت حاشیه سود خالص یکی از مهترین نسبت های مالی مورد استفاده در سنجش ارزنده بودن یک شرکت بورسی است. و از تقسیم سودخالص(سود پس از کسر مالیات) بر فروش خالص بدست می آید.

فروش خالص / سود پس از کسر مالیات = نسبت سود خالص

نسبت حاشیه سود عملیاتی

نسبت مالی حاشیه سود عملیاتی بیان کننده درصد سود عملیاتی شرکت از کل فروش محصولاتش است.

فروش خالص / سود عملیاتی = نسبت سود عملیاتی

نسبت بازده سرمایه گذاری

نسبت بازده سرمایه گذاری یکی از نسبت های مالی مورد استفاده در تعیین سوداوری شرکت است که میزان بازده دارایی شرکت را نشان می دهد.

کل دارایی‌ها / سود خالص = نسبت بازده سرمایه گذاری

بازده حقوق صاحبان سهام(بازده ویژه)

نسبت بازده حقوق صاحبان سهام که بازده ویژه هم نامیده می شود این نسبت از تقسیم سود خالص به جمع کل حقوق صاحبان سهام بدست می آید.

جمع حقوق صاحبان سهام / سود خالص = نسبت بازده حقوق صاحبان سهام

از تفاضل نسبت بازده سرمایه گذاری با بازده ویزه سوداوری بدهی ها بدست می آید

برای تعیین مفید بودن دریافت وام از تقسیم بازده سرمایه گذاری به بازده ویژه استفاده می شود که آن نسبت سودمندی وام و اعتبار می نامند و هرچه این نسبت بزرگتر از یک باشد دریافت وام را به نفع صاجحبان سهام شرکت می داند.

نسبت های فعالیت

نسبت های فعالیت بخشی از نسبت های مالی است که نشان دهنده کارایی دارایی های شرکت است. درواقع این نسبت ها میزان کارایی مدیران یک شرکت را در به کارگیری داراییها را نشان می دهد.

نسبت های فعالیت به ۷ دسته تقسیم می شود:

نسبت گردش دارایی

دوره وصول مطالبات

دوره گردش عملیات

نسبت کالا به سرمایه در گردش

گردش سرمایه جاری

دوره واریز بستانکاران

نسبت گردش دارایی

نسبت گردش دارایی بخشی از نسبت های فعالیت است که کارایی مدیریت را در اداره­ دارایی­ها جهت ایجاد فروش نشان می دهد. هرچه نتیجه این نسبت بیشتر باشد کارایی بیشتر مدیریت را در بکارگیری دارایی نشان می دهد و هرچه کمتر باشد فروش کم یا سرمایه گذاری بیش از حد شرکت را نشان می دهد.

جمع دارایی­ها/ فروش خالص = نسبت گردش دارایی­ها

نسبت دوره وصول مطالبات

در نسبت های مالی نسبتی وجود دارد که برای ارزیابی سیاست های اعتباری یک شرکت استفاده می شود که آن را نسبت دوره وصول مطالبات می نامند. این نسبت نشان دهنده اسن است که در یک شرکت چند روز طول می کشد تا مطالبات حاصل از فروش محصول بدست شرکت برسد و وصول شود.

دفعات گردش مطالبات/۳۶۰= دوره وصول مطالبات

متوسط مطالبات/ فروش سالیانه (نسیه)= دفعات گردش مطالبات(۱)

دوره گردش کالا

نسبت مالی دوره گردش کالا نشان دهنده مدت زمانی است که طول می کشد تا کالا در یک شرکت به فروش برسد.

بهای تمام شده کالای فروش رفته/۳۶۰×متوسط موجودی کالا= دوره گردش کالا

دوره گردش عملیات

نسبت دوره گردش عملیات در واقع توانایی مالی یک شرکت را از دید سرمایه گذاری در کالا نشان می دهد یعنی نتیجه این نسبت هر چه بزرگتر باشد نشلن دهنده بالا بودن حجم کالا در برابر وضع مالی شرکت است.

سرمایه در گردش / موجودی کالا = نسبت کالا به سرمایه در گردش

گردش سرمایه جاری

یکی از نسبت های مالی در تعیین نسبت های فعالیت گردش سرمایه جاری است که نشان دهنده چگونگی قرارگیری سرمایه در گردش شرکت در مسیر فروش است و نتیجه این نسبت نشان می دهدکه آیا مقدار سرمایه در گردش کافی و متناسب با حجم فروش و فعالیت شرکت است یا نه؟

سرمایه در گردش / فروش خالص = گردش سرمایه جاری

نسبت های اهرمی یا ساختار سرمایه

نسبت های اهرمی بخشی از نسبت های مالی است که بر روی بخش بدهی های شرکت تمرکز دارد و برای سنجش سطح بدهی های کوتاه و بلندمدت شرکت استفاده می شود.

نسبت های اهرمی به ۳ دسته تقسیم می شود:

نسبت تسهیلا به سرمایه

نسبت بدهی

نسبت بدهی بخشی از نسبت های اهرمی است که توانایی یک شرکت در پرداخت بدهی‌های کوتاه و بلندمدت نسبت به کل دارایی‌های موجود را نشان می دهد.

نسبت بدهی = مجموع بدهی‌ها / مجموع دارایی‌ها

نسبت تسهیلات به سرمایه

نسبت های تسهیلات سرمایه درواقع نسبت مالی است که میزان اتکای شرکت به استقراض از بانک و حقوق صاحبان سهام برای تامین مالی خود را نشان می دهد.

نسبت تسهیلات به سرمایه = مجموع تسهیلات / مجموع تسهیلات + حقوق صاحبان سهام

نسبت پوشش بهره

در نسبت های پوششی نسبتی وجود دارد که نشان‌ دهنده توان شرکت در پرداخت هزینه‌های مالی مثلا بهره وام­‌های دریافتنی از محل سود عملیاتی است.

نسبت پوشش بهره = سود عملیاتی/ هزینه‌های مالی

نسبت مالکانه

نسبت‌ مالکانه بخشی از نسبت های پوششی است که درصدی از دارایی‌های شرکت را که از طریق سرمایه سهامداران تامین شده است را نشان می‌دهد.

جمع کل دارایی‌ها / جمع حقوق صاحبان سهام = نسبت مالکانه

نکته:

جمع نسبت بدهی و نسبت مالکانه در هر شرکت، برابر با یک خواهد بود.

نسبت های ارزش بازار

نسبت های ارزش بازار بخشی از نسبت های مالی است که تحلیلگر از آن برای سنجش عملکرد گذشته و پیش‌ بینی روند آتی شرکت استفاده می کند

نسبت های ارزش بازار به دسته های زیر تقسیم می شوند:

نسبت ارزش دفتری

نسبت قیمت به درآمد(P/E)

نسبت قیمت به فروش (P/S)

نسبت قیمت به جریان نقدینگی (P/CF)

نسبت ارزش دفتری

نسبت ارزش دفتری در نسبت های مالی نشان دهنده ارزش ثبت‌ شده خالص دارایی‌ها بر مبنای هر سهم از سهام عادی هستند.

نسبت ارزش دفتری= قیمت بازار هر سهم از سهام عادی * تعداد سهام در دست سهامداران عادی / حقوق صاحبان سهام

نسبت قیمت به درآمد (P/E)

نسبت (P/E) درواقع دیدگاه تحلیلگر بازار را نسبت به سودآوری آینده شرکت تعیین می‌کند و از تقسیم قیمت بازار هر سهم عادی در یک دوره زمانی خاص و سود سالانه آن به دست می‌آید.

نسبت قیمت به درآمد= قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / سود هر سهم از سهام عادی

نسبت قیمت به فروش (P/S)

نسبت (P/S) نشان می دهد که برای هر یک ریال فروش سالانه شرکت چقدر هزینه می کند.

نسبت قیمت به فروش= قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / کل فروش ۱۲ ماه اخیر شرکت

قیمت به جریان نقدینگی (P/CF)

نسبت قیمت به جریان نقدینگی سنجشی برای پیش ­بینی بازده سهام است نسبت قیمت به جریان نقدینگی، مواردی از قبیل استهلاک، تخفیف درآمد و مواردی از نقدینگی را که توسط کسب و کار ایجاد شده حذف می‌کند.

P/ CF = قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / جریان نقدی هر سهم

جریان نقدی هر سهم = سود هر سهم + (استهلاک دارایی‌های مشهود و نامشهود / تعداد سهام شرکت)

نسبت PEG

این نسبت راهی برای تعیین ارزش سود هر سهم تا زمانی که نرخ رشد سود سهام شرکت در نظر گرفته شود مورد استفاده قرار می‌گیرد. این نسبت در اصل بر پایه نسبت P/E و چشم‌انداز رشد یک سهم است. محاسبه آن اینگونه است که نسبت P/E را به نرخ رشد سالانه درآمد بر مبنای ارزش ۵ سال آینده تقسیم می‌کنیم. اگر نتیجه کمتر از یک باشد بیانگر آن است که بازار به‌طور کامل چشم‌اندازی در خصوص این سهم ندارد.

PEG = (قیمت بازار هر سهم از سهام عادی / سود هر سهم از سهام عادی) / نرخ رشد سالانه درآمد

اوراق اجارة تأمین نقدینگی

در این نوع از اوراق اجاره، بانی با ارائه طرح توجیهی اقدام به انتخاب شرکت واسط (SVP)می کند. شرکت واسط با انتشار اوراق و با جمع آوری پول از سرمایه گذاران، به وکالت از طرف آنان یکی از دارایی های فیزیکی بانی را به صورت نقد خریداری می کند، سپس به صورت اجاره عادی یا به شرط تملیک دوباره به بانی واگذار می نماید. سود این اوراق در سررسیدهای مشخص به صورت اجاره بهای دارایی به دارندگان اوراق پرداخت می شود. دارندگان اوراق قبل از سررسید، می توانند اوراق خود را در بازار ثانوی به فروش برسانند. SPV در پایان قرارداد اجاره عادی دارایی را از بانی تحویل گرفته و به وکالت از طرف سرمایه گذاران در بازار دارایی های مستهلک می فروشد و در اجاره به شرط تملیک، دارایی را به تملیک مستأجر درمی آورد.

شرایط انتشار

اوراق اجاره بانی باید دارای شرایط زیر باشد:

  • شخص حقوقی غیردولتی که قالب حقوقی آن سهامی یا تعاونی باشد،
  • مجموع جریان نقدی حاصل از عملیات آن در دو سال مالی اخیر مثبت باشد،
  • حداکثر نسبت مجموع بدهی ها به دارایی های آن 90 درصد باشد،
  • اظهارنظر بازرس و حسابرس شرکت در خصوص صورت های مالی دو دورة مالی اخیر آن مردود یا عدم اظهارنظر نباشد.

در صورتی که بانکها یا موسسات مالی و اعتباری تحت نظارت بانک مرکزی اصل و سود اوراق را تضمین نموده باشند، رعایت بندهای 2 و 3 برای بانی الزامی نمی باشد.

انواع دارایی قابل قبول برای اوراق اجاره دارایی های قابل قبول جهت انتشار اوراق اجاره به شرح زیر می باشند:

  • زمین
  • ساختمان و تأسیسات
  • ماشین آلات و تجهیزات
  • وسایل حمل و نقل

شرایط عمومی دارایی پایه

  • به کارگیری آن در فعالیت بانی، منجر به ایجاد جریانات نقدی شده یا از خروج وجوه نقد جلوگیری نماید.
  • هیچگونه محدودیت یا منع قانونی، قراردادی یا قضایی برای انتقال دارایی، منافع و حقوق ناشی از آن وجود نداشته باشد.
  • تصرف و اعمال حقوق مالکیت در آن برای نهاد واسط دارای هیچگونه محدودیتی نباشد.
  • مالکیت آن به صورت مشاع نباشد.
  • امکان واگذاری به غیر را داشته باشد.
  • تا زمان انتقال مالکیت دارایی به بانی، دارایی از پوشش بیمه ای مناسب و کافی برخوردار باشد.

اوراق مشارکت

  • اوراق مشارکت در اصطلاح علم اقتصاد، نوعی از اوراق بهادار است که توسط دولت، شهرداری، شرکت‌های دولتی و خصوصی، برای تأمین اعتبار طرح‌های عمرانی یا زیرساختی در کشور، منتشر می‌گردد. تهیهٔ دستورالعمل اجرایی و مقررات ناظر بر انتشار اوراق مشارکت بر عهدهٔ بانک مرکزی است. طبق دستورالعمل بانک مرکزی، اوراق مشارکت اوراق بهاداری هستند که با مجوز بانک مرکزی برای تأمین بخشی از منابع مالی مورد نیاز، طرح‌های سودآور تولیدی و خدماتی (به استثنای امور بازرگانی) در چارچوب عقدمشارکت مدنی ، توسط سازمان جاری منتشر می‌شود. در هر ورقهٔ مشارکت، میزان سهم دارندهٔ آن مشخص شده‌است

نکات مهم انتشار اوراق مشارکت

  • پروژه موضوع انتشار اوراق مشارکت باید در قالب شخصیت حقوقی انجام شود که دارای سوابق مالی حسابرسی شده توسط حسابرسان معتمد بورس باشد.
  • ناشر نباید زیان انباشته داشته باشد، عملکرد شرکت باید سودآور بوده و به تشخیص بورس امکان سودآوری آن در آینده وجود داشته باشد.
  • گزارش حسابرس مستقل در خصوص آخرین صورت های مالی حسابرسی شده نباید حاوی اظهارنظر مردود یا عدم اظهارنظر باشد.
  • پروژة موضوع انتشار اوراق مشارکت باید براساس گزارش توجیهی حسابرسی شده توسط حسابرس معتمد بورس از توجیه مالی، فنی و اقتصادی مناسبی برخوردار باشد.
  • داشتن وثایق معتبر جهت ارائه به ضامنی که بازپرداخت اصل و سود اوراق مشارکت را تضمین خواهد کرد. پروژه موضوع انتشار اوراق مشارکت می تواند یکی از تضامین قابل ارائه به ضامن باشد که به نتیجة مذاکره با ضامن بستگی دارد.
  • حداقل سهم الشرکه ناشر در هر طرح توسط مرجع صادرکننده مجوز انتشار اوراق تعیین می شود. معموالً، حداقل 50 درصد از منابع مورد نیاز برای اجرای پروژه باید توسط ناشر تأمین شود.
  • سقف مبلغ اوراق مشارکت قابل انتشار برای شرکت های پذیرفته شده در بورس به تشخیص هیئت پذیرش و حداکثر تا 70 درصد ارزش ویژه هر شرکت است. همچنین، حداکثر میزان اوراق مشارکت قابل انتشار براساس ضوابط داخلی سازمان بورس و اوراق بهادار بدین ترتیب اعمال شده است که نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، بعد از انتشار اوراق مشارکت، حداکثر مساوی عدد 3 باشد.در صورتی که اصل و سود اوراق مشارکت توسط بانکها و موسسات مالی و اعتباری تحت نظارد بانک مرکزی ضمانت شده باشد، نیازی به رعایت بندهای 2 و 7 توسط ناشر نمیباشد.
  • مصرف وجوه حاصل از واگذاری اوراق مشارکت در محلی غیر از پروژه های مبنای انتشار اوراق مشارکت، مجاز نیست.
  • اوراق مشارکت ممکن است قابل تعویض با سهام سایر شرکت های پذیرفته شده در بورس باشد. در این صورت ناشر موظف است حداقل به میزان اوراق مشارکت قابل تعویض، موجودی سهام شرکت های مذکور را تا سررسید نهایی اوراق مشارکت نگهداری نماید.
  • اوراق مشارکت ممکن است قابل تبدیل به سهام شرکت ناشر باشد. در این صورت مجمع عمومی فوق العاده بنا به پیشنهاد هیئت مدیره و گزارش خاص بازرس یا بازرسان شرکت اجازه انتشار اوراق مشارکت را می دهد و شرایط و مهلتی را که طی آن دارندگان این گونه اوراق خواهند توانست اوراق خود را به سهام شرکت تبدیل کنند تعیین و اجازة افزایش سرمایه را به هیئت مدیره خواهد داد.

تعریف و ویژگی های اوراق استصناع

اوراق استصناع :

اوراق بهاداری هستند که دارندگان آنها به صورت مشاع مالک دارایی مالی هستند که براساس قرارداد استصناع شکل می گیرد.

این اوراق دارای بازده معین و قابل مبادله در بازار ثانوی بوده است.

وزارت خانه ها، شهرداری ها، شرکت های دولتی و بخش خصوصی برای تأمین مالی طرح های عمرانی و توسعه ای می توانند اقدام به انتشار اوراق استصناع نمایند.

امکان بازار ثانوی اوراق استصناع

همه انواع اوراق استصناع از نوع ابزارهای مالی انتفاعی با سود معین می باشند، بر این اساس می توانند اهداف و سلیقه های بخش مهمی از صاحبان وجوه مازاد که قصد سرمایه گذاری بدون ریسک دارند را پوشش دهند، در نتیجه قابلیت مالی خرید و فروش در بازار ثانوی را خواهند داشت

پیش بینی می گردد برای خرید و فروش اوراق استصناع بازار ثانوی فعالی شکل گیرد و قیمت بازاری آنها متناسب با مدت و مبلغ اسمی اوراق، تعیین شود و ابزار جدیدی شبیه اوراق مشارکت، با نرخ بازدهی معین وارد بازار سرمایه شود.

تعریف اوراق منفعت

  • ورق منفعت سند مالی بهاداری است که بیانگر مالکیت دارندة آن بر مقدار معین خدمات یا منافع آینده از یک دارایی بادوام است که در ازای پرداخت مبلغ معینی به وی منتقل شده است مانند گواهی حق اقامت در هتل معین برای روز معین، حق استفاده از خدمات آموزشی دانشگاه برای ترم یا سال معین، حق استفاده از یک ساعت پرواز برای مقصد معین و حق استفاده از خدمات حج یا عمره برای سال معین.

کاربردهای اوراق منفعت

  • واگذاری منافع آینده دارایی های بادوام:

صاحبان دارایی های بادوام گاهی به نقدینگی احتیاج دارند و حاضرند برای تأمین آن، بخشی از منافع حاصل از دارایی های بادوام خود را از پیش واگذار کنند. در این موارد اگر صاحبان دارایی در جست و جوی استفاده کننده نهایی )کسی که بخواهد در روز معین از منافع دارایی معین استفاده کند( باشند، احتمال موفقیت خیلی پایین و در حد صفر است. برای حل این مشکل می توان از اوراق منفعت استفاده کرد. یعنی صاحبان دارایی برای بخشی از منافع دارایی، اوراق منفعت منتشر و سپس آن ها را در مقابل مبلغ معینی به متقاضیان واگذار می کنند. دارندگان اوراق می توانند صبر کنند و در زمان معین از آن منافع بهره ببرند؛ کما اینکه می توانند قبل از فرا رسیدن مدت آن را به دیگران واگذار کنند.

  • واگذاری خدمات آینده:

همانند صاحبان دارایی های بادوام، شرکت ها و مؤسسه های خدماتی نیز گاهی برای تأمین سرمایه در گردش یا توسعه فعالیت های اقتصادی، نیازمند پول می شوند و حاضرند بخشی از خدمات آینده خود را از پیش واگذار کنند. در این موارد نیز اگر شرکت های خدماتی به دنبال مشتری نهایی )استفاده کننده واقعی از خدمات( باشند، احتمال موفقیت در سطح پایین و نزدیک به صفر است، در حالی که استفاده از اوراق بهادار منفعت می تواند این مشکل را به آسانی حل کند.

مکانیسم بازار اوراق منفعت

  • صاحبان دارایی های بادوام به منظور حل مشکل نقدینگی خود می توانند برای بخشی از منافع حاصل از دارایی، اوارق منفعت منتشر کند. در این حالت نهاد واسط با جمع آوری پول از مردم به وکالت از طرف آنان، منافع آتی حاصل از دارایی بادوام را به ارزش فعلی پیش خرید می کند. سود این اوراق در سررسیدهای مشخص از طریق نهاد واسط در اختیار سرمایه گذاران قرار می گیرد. در زمان سررسید نیز، دارندگان اوراق از وجوه حاصل از منافع بهره مند می شوند. دارندگان اوراق می توانند اوراق خود را قبل از سررسید در بازار ثانوی به فروش رسانند.

ارزش اوراق منفعت و نرخ بازدهی آن

  • قیمت اوراق بهادار منفعت و سود حاصل از خرید و فروش آن ها )نرخ بازدهی( به عوامل زیادی چون اعتبار صاحبان دارایی و شرکت های خدماتی، قیمت اسمی منافع و خدمات، نرخ بازدهی ابزارهای مالی مشابه، زمان و مکان ارائه منافع و خدمات بستگی دارد
  • ارزش صکوک منفعت بر اساس ارزش فعلی منافع آتی حاصل از دارایی های بادوام یا ارزش فعلی خدمات محاسبه می شود. ارزش فعلی هر ورقه منفعت با لحاظ ارزش اسمی، نرخ تنزیل و مدت زمان باقی مانده تا زمان استفاده از منافع به دست می آید.

مثال کاربردی اوراق منفعت

به عنوان مثال یک شرکت پیمانکاری بزرگراهی را تحت قرارداد BOT احداث کرده و اکنون به مدت 20 سال حق بهره برداری از این بزرگراه از جمله عوارض دریافتی را داشته و از طرف دیگر برای ورود به دیگر پروژه های خود نیاز به منابع مالی جدید دارد. لذا می تواند منافع حاصل از بزرگراه احداث شده را به عموم واگذار نماید. در این حالت نهاد واسط با جمع آوری وجوه از مردم، درآمد حاصل از عوارض بزرگراه ها را طی عمر اوراق منفعت پیش خرید می کند. شرکت پیمانکاری نیز وجوه حاصل از عوارض را پس از کسر هزینه های بزرگراه در اختیار نهاد واسط قرار می دهد. از آنجاییکه عوارض بزرگراه ها و هزینه ها به صورت مستمر و نه در دوره های زمانی خاص ایجاد می شود لذا نهاد واسط این وجوه را به نمایندگی از طرف دارندگان اوراق در حساب بانکی مشخص سپرده گذاری می کند. نهاد واسط در سررسیدهای مشخص حداقل سود علی الحساب تضمین شده توسط ضامن اوراق را از حساب بانکی مذکور برداشت کرده و در اختیار دارندگان اوراق قرار می دهد. درپایان عمر اوراق نیز نهاد واسط مانده وجوه موجود در حساب بانکی که بیانگر اصل اوراق و سایر منافع احتمالی و سود سپرده است را در اختیار دارندگان اوراق قرار می دهد.

اصطلاحات تخصصی مالی و معادل انگلیسی آنها

اصطلاحات تخصصی مالی که در این گفتار ارائه شده، شما را با شماری از اصطلاحات رایج در بازار سرمایه، بورس، تملک دارایی و مقولاتی که در مدیریت مالی رایج است، آشنا می کند. تفکیک هزاران واژه و عبارت در اصطلاحات تخصصی حسابداری و اصطلاحات تخصصی مالی، کار دشواری است چرا که هم در اقتصاد خرد و کلان و حسابداری و مدیریت مالی، این اصطلاحات کاربرد دارد. به هر حال، دانستن آن ها برای درک بهتر اخبار و گزارشاتی که روزانه منتشر می شود، توصیه می شود.

اگر اصطلاح دیگری سراغ دارید، برای تکمیل این گفتار در بخش کامنت ارائه کنید.

ارائه خدمات در شرکت حسابداری ایران فاینانس

بازار حراج (AUCTION MARKET)

در اصطلاحات تخصصی مالی ، منظور از بازار حراح ، بازاری است که خریدار و فروشنده ، به صورت همزمان ، پیشنهاد های خرید و فروش خود را عرضه می کنند. بازار بورس اوراق بهادار، نمونه ای از بازار حراج محسوب می شود.

گزارش حسابرس (AUDITOR’S REPORT)

منظور، گزارشی است که یک موسسه حسابرسی به منظور اظهارنظر درباره صورت های مالی یک شرکت که حسابرسی شده است، منتشر می کند. گزارش حسابرسی کلیه شرکت های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران را در سامانه جامع ناشران (کدال) مشاهده فرمایید.

جدول کدال

اوراق قرضه مقام ناظر (AUTHORITY BOND)

در اصطلاحات تخصصی مالی و اصطلاحات تخصصی حسابداری ، اوراق قرضه مقام ناظر یا اوراق قرضه دولتی، نوعی از اوراق است که دولت یا شرکت ها بر اساس مجوزاتی که دارند منتشر میکنند تا به عنوان اهرمی برای تامین نقدینگی بنگاه و نظارت بر یک موسسه دولتی استفاده شود.

حق واگذاری (AUTHORITY TO TRANSFER)

منظور، اجازه واگذاری مالکیت از یک گروه به گروه دیگر توسط نهاد واگذاری است که اختیار این کار را می دهد. این مدرک را سند واگذاری به گروه ثالث یا THIRD PARTY RELEASE هم می نامند. در ایران، سازمان خصوصی، مسئول واگذاری شرکت های دولتی طبق اصل ۴۴ قانون اساسی به بخش خصوصی است. در واقع دولت و قانون اساسی، حق واگذاری شرکت را به به سازمان خصوصی اعطا کرده است.

سهام مجاز (AUTHORIZED STOCK)

منظور از سهام مجاز در اصطلاحات تخصصی مالی یا در اصطلاحات تخصصی حسابداری، تعداد سهامی که شرکت طبق اساسنامه خود می تواند منتشر کند. مثلا ۱۰۰۰ سهم ۱۰۰ ریالی.

سرمایه گذاری مجدد خودکار (AUHTOMATIC REINVESTMENT)

منظور از سرمایه گذاری مجدد خودکار که «باز سرمایه گذاری خودکار» هم نامیده می شود، خرید سهم اضافی با استفاده از سود سهام فعلی است که معمولا در صندوق های سرمایه گذاری مشترک مطرح می شود. دولت در سهام عدالت، از سود سهام دریافتی مشمولان، سرمایه گذاری مجدد کرده و سبد سهام مشمولان را افزایش داد.

اگر شرکتی EPS سالانه خود را اعلام و بخشی از سود را تقسیم کند و شما با سود دریافتی از این سهم، مجددا سهام این شرکت در بورس را خریداری کنید، در واقع سرمایه گذاری مجدد انجام شده است. اما پرداخت وجه حق تقدم خرید سهام شرکت های بورسی، نوعی بازسرمایه گذاری خودکار محسوب می شود.

برداشت خودکار (AUTOMATIC WITHDRAWL)

منظور از برداشت خودکار در اصطلاحات مالی ، میزان پرداخت ثابت و روتین و ادواری یک صندوق سرمایه گذاری مشترک بر اساس بازه های ماهانه، فصلی و شش ماه یک بار است.

میانگین (AVERAGE)

مظور، محاسبه ریاضی تغییرات قیمت سهام گروه مشخصی از شرکت ها در بازا بورس و اوراق بهادار است. منظور از کاهش میانگین (AVERAGE DOWN) یعنی این که شما ۱۰۰۰ سهم از یک شرکت در سبد سهام خود دارید و قیمت خرید شما، ۱۰۰۰ تومان است. اما به محض کاهش قیمت سهم به ۸۰۰ تومان، شما ۱۰۰۰ سهم دیگر خرید می کنید. این جا شما ۲۰۰۰ سهم دارید اما قیمت میانگین شما به زیر ۱۰۰۰تومان کاهش یافته است. از این روش، بورس بازها برای کاهش میانگین قیمت سهام در پرتفو استفاده می کنند تا ضریب سود دهی سبد را افزایش دهند.

افزایش میانگین (AVERAGE UP) زمانی است که قیمت سهامی که در پرتفو دارید، افزایش می یابد و با توجه به روند سودسازی شرکت مورد نظر شما و با توجه به فاکتور سود آتی، تلاش می کنید تا تعداد بیشتری سهام در قیمت های بالاتر به سبد خود اضافه کنید و میانگین خرید را افزایش دهید. به این کار، افزایش میانگین گفته می شود و زمانی رخ می دهد که سهامداران، از افزایش سودآوری یک شرکتی که در سبد داشتند، مطلع و مطمئن شوند و قصد سرمایه گذاری بیشتر پیدا کنند.

میانگین سازی (AVERAGING)

منظور، استراتژی سرمایه گذاری است که میزان ریالی ثابت سرمایه گذاری شده تا بلوک های بیش تری از یک صندوق یا اوراق بهادار، خریداری شود و میانگین بهتری برای سرمایه گذاری حاصل شود.

اوراق قرضه نوزاد (BABY BOND)

به اوراقی اطلاق می شود که ارزش رسمی آن ها کم تر از یک هزار دلار آمریکا باشد. البته در بازار ایران، اصطلاحی متداول محسوب نمی شود.

سرمایه گذاری با سربار متاخر (BACK-END LOAD)

منظور از سرمایه گذاری با سربار متاخر در اصطلاحات مالی ، سرمایه گذاری در صندوق های سرمایه گذاری مشترک در بورس است که در آن، هزینه کارمزد یا حق العمل، هنگام بازپرداخت اصل سرمایه، دریافت می شود و نه در هنگام خرید اوراق . معمولا هر سال، کارمزد به صورت سنواتی کاهش می یابد تا دیگر هیچ هزینه حق العملی باقی نماند. این روشی است تا برداشت های سرمایه گذاران در صندوق ها، کاهش یابد.

واگشت ( BACKUP )

در رایانه به معنی پشتیبان گیری و تهیه نسخه کپی از فایل ها است. در اصطلاحات تخصصی مالی، منظور تغییر روند بازار سهام و بورس است.

گواهی اوراق بهادار غیر قابل انتقال (BAD DELIVERY)

منظور، گواهی اوراق بهاداری که دریافت شده اما به واسطه عدم انجام کارهای اداری یا نداشتن امضاء، غیر قابل انتقال به دیگران است.

صندوق سرمایه گذاری مشترک (BALANCED MUTUAL FUND)

منظور، صندوق سرمایه گذاری است که پرتفو آن، ترکیب از سهام و اوراق قرضه و خزانه و سلف و . . . باشد تا ریسک سرمایه گذاری کاهش یابد.

تراز تجاری (BALANCE OF TRADE)

منظور،‌تفاوت بین اقلام وارد شده به کشور و اقلام صادر شده از آن است. تفاوت واردات و صادرات که گاهی مثبت است و گاهی منفی.

اوراق قرضه با سر رسید دور (BALLOON MATURITY)

منظور از اوراق قرضه با سر رسید دور در اصطلاحات مالی ، انتشار اوراق قرضه ای است که در سال های اولیه، بخش اندکی از سود آن در سر رسید و بخش اصلی آن در سال های بعدی منتشر می شود. البته به این ها اوراق قرضه با سر رسید دنباله دار (SERIAL MATURITY) هم اطلاق می شود.

پذیرش بانکی (BANKER’S ACCEPTANCE)

منظور، سندی است که توسط وارد کننده یا صادر کننده کالا در وجه یک بانک صادر می شود و بانک، تعهد بی قید و شرط دارد که مبلغ اسمی آن را در سر رسید پرداخت کند و معمولا سر رسیدی کم تر از ۳ ماه دارند. LC یا اعتبار اسنادی مدت دار از آن جمله است.

هلدینگ بانکی ( BANKING HOLDING )

منظور، شرکت مالک یا کنترل کننده یک یا چند بانک است.

ورشکستگی (BANKRUPTCY)

کنش حقوقی، اختیاری یا اجباری، توسط فرد حقیقی یا حقوقی گفته می شود که بر اساس آن، توان پرداخت تعهدات و دیون، از بین می رود.

شاخص اطمینان بارن (BARRON’S CONFIDENCE INDEX)

منظور، نسبت اوراق قرضه با کیفیت بالا به اوراق قرضه با کیفیت پایین است که میزان اطمینان سرمایه گذار به اقتصاد را نشان می دهد. خریداران اوراق قرضه با درجه پایین، به وضعیت اقتصاد اطمینان دارد اما خریداران اوراق قرضه با کیفیت بالا، به آینده اقتصاد تردید دارند.

ارزش پایه بازار (BASE MARKET VALUE)

منظور از ارزش پایه بازار در اصطلاحات مالی ، میانگین قیمت سهام گروه مشخصی از سهام در یک بازه مشخص است. این، معیاری برای مقایسه شاخص های مختلف بازار می باشد. ارزش بازار بورس ایران را در TSETMC.COM مشاهده کنید.

اوراق قرضه بی نام (BEARER BOND)

منظور، اوراق قرضه ای که مالکیت آن ثبت نشده و کوپن بهره آن متصل به گواهی اوراق قرضه است. به منظور دریافت بهره بایستی این کوپن ها را به سازمان ناشر ارسال کرده و فروش آن تنها با دست به دست شدن امکان دارد.

جذب شده (ABSORED)

منظور، سهامی است که جدیدا متتشر شده و همه ان در بازار به فروش رسیده است. لذا در بازار، کاملا جذب شده است. ظرفیت جذب (ABSORPTIVE CAPACITY) هم بیش ترین میزان اوراق بهاداری است که توسط بازار خریداری شده است. بدون آن که تغیر عمده ای در قیمت ایجاد شود.

اظهار نظر حسابدار (ACCOUNTANT’S OPINION)

منظور گزارش بررسی های موسسه حسابرسی و اظهارنظر درباره صورت های مالی بنگاه است.

سال حسابداری (ACCOUNTING YEAR)

منظور، بازه ۱۲ ماهه است که مشابه سال تقویمی یعنی از فروردین تا اسفند نیست. شرکت ها در گزارشگری مالی خود، از ان بهره می برند و گزارش ها،‌بر اساس سالی مالی منتهی به فلان تاریخ،‌ تهیه می شود. مثلا گزارش صورت های مالی منتهی به ۲۹ اسفند فلان سال.

سرمایه گذاری مجاز (ACCREDITED INVESTOR)

سرمایه گذاری مجاز، سرمایه گذاری است که طبق مقررات بورس واوراق بهادار صورت می گیرد.

انباشته شدن (ACCURE)

منظور از انباشته شدن در اصطلاحات مالی ، انباشته شدن بهره پول،‌ رشد،‌ تزاید و متراکم شدن بهره بدهی، دریافتنی یا پرداختی است که روز به روز افزایش می یابد. منظور از بهره متعلقه (ACCURED INTEREST)، بخشی از بهره اوراق بهادار با درامد ثابت است که از زمان آخرین پرداخت، جمع شده و پرداخت نشده است.

سود سهام انباشته (ACCUMULATED DIVIDEND)

منظور، سود سهام اعلام شده اما پرداخت نشده به دارنده سهام ممتاز تراکمی (CUMMULATIVE PREFERED STOCK) است .سود سهام انباشته باید پیش از پرداخت هر نوع سود سهام عادی مصوب، پرداخت شود.

مقوله DIVIDEND IN ARREARS به بخشی از سود سهام تحقق یافته روی سهام ممتاز تراکمی، مرتبط است که هنوز اعلام و تسویه نشده است.

انباشت (ACCUMULATION)

منظور، خرید شمار زیادی از سهام یک شرکت است بدون این که قیمت هر سهم افزایش یابد. به دامنه ای که حدود قیمت سهم در یک بازه زمانی معامله می شود، دامنه انباشت (ACCUMULATION AREA) گفته می شود.

تصاحب (ACQUISITION)

منظور از تصاحب در اصطلاحات مالی، زمانی است که بخشی یا کلی از سهام یک شرکت، به تملک شرکت دیگری در می آید. مثلا در سال ۲۰۱۲ میلادی، شرکت فیسبوک با پرداخت ۱ میلیارد دلار، کل سهام شرکت Instagram را به تملک خود درآورد.

سراسر بازار (ACROSS THE BOARD)

منظور، حرکتی در بازار سهام است که عموما به شکل یکسانی بر کلیه سهام در بازار بورس، تاثیر دارد.

گروه اوراق قرضه فعال ( active bond crowd)

بخشی از معامله گران اوراق قرضه در بورس است که فقط روی فعال ترین اوراق قرضه،‌معامله می کنند. منظور از بازار فعال (active market)، بازاری است که حجم انبوهی از سهام،‌اوراق قرضه یا کالاهای اولیه معامله می شود یا روی انتشار خاص معاملات وسیع صورت می گیرد. دامنه قیمت در بازار فعال، معمولا کم تر از سایر بازارها است.

شکاف کاهش قیمت (BEAR SPREAD)

اختیار معامله سهام یا کالا به جهت کسب سود ناشی از پیش بینی افت قیمت در بازار است. تحدید بازار بدهی چیست و چه کاربردی دارد؟ کاهش قیمت (BEAR SQUEEZE)، خرید اوراق بهادار، ارز و کالا در بازار توسط مقامات مسئول کشور به منظور جذب نقدینگی افرادی است که با هدف کاهش قیمت به فروش سریع اقدام کرده است.

مالک ذی نفع (BENEFICIAL OWNER)

منظور، مالک واقعی یک دارایی است که در دفاتر ثبت می شود. منظور از ذی نفع (BENEFICIARY)، دریافت کننده عواید وصیت نامه، بیمه نامه و پرداخت های مساوی برای بقیه عمر یا سایر قراردادهای مشابه است.

ضریب بتا (BETA COEEFICIENCY)

منظور مقایسه نوسان قیمت سهم نسبت به سایر سهام موجود در بازار است. ضریب ۱، نشان می دهد که سهام در گذشته ، نوسانی متناسب با بازار را تجربه کرده است. ضریب صفر،‌نشان از وجوه نقد است.

افزایش قیمت پیشنهاد (BIDDING UP)

منظور، افزایش قیمت پیشنهادی یک سهم است که معمولا به دلیل وجود تقاضا در بازار برای خرید حجم عمده ای از آن اتفاق می افتد. وقتی قیمت سهمی افزایش می یابد، قیمت خرید هم باید افزایش یابد.

بیگ فور و بیگ ایت ( BIG FOUR/BIG EIGHT )

منظور، هشت موسسه حسابرسی بزرگ آمریکا و چهار بانک بزرگ انگلیس است.

رهن کامل (BLANKET MORTAGE)

منظور، رهن گرفتن کل دارایی های یک فرد یا شرکت است.

ائتلاف مبهم (BLIND POOL)

منظور، مشارکت محدودی است که در آن، به صورت مشخص، دارایی های با آورده طرفین خریدای می شود.

حجم عمده (BLOCK)

منظور از حجم عمده در اصطلاحات مالی، شمار انبوهی سهم یا اختیار معامله است که یک جا خریداری یا فروخته می شود.

درج دیدگاه لغو پاسخ

ارائه خدمات مالی و مالیاتی با کمترین هزینه و بهترین کیفیت با همراهی تیمی مجرب از کارشناسان حسابداری در شرکت حسابداری ایران فاینانس

اهرم مالی چیست و چه کاربردی دارد؟

بسیاری از شرکت‌ها از اهرم مالی در جریان فعالیت‌های تجاری بازار بدهی چیست و چه کاربردی دارد؟ روزمره خود استفاده می کنند. اهرم مالی یک نوع روش تامین مالی از محل استقراض است و ممکن است شرکت‌ها و افراد مختلف بسته به صنعت و حوزه‌ای که در آن فعالیت می‌کنند به نوعی از آن استفاده کنند. در حالی که صاحبان مشاغل نوپا ممکن است در تعهد بدهی‌ها تردید کنند، اما استفاده از اهرم مالی برای افزایش درآمد و ارزش دارایی می‌تواند در دراز مدت نتیجه دهد. این روش علیرغم مزایای زیادی که دارد معایبی نیز دارد. در این مطلب قصد داریم بیشتر در خصوص مفهوم اهرم مالی صحبت کنیم و نحوه محاسبه، مزایا و معایب استفاده از آن را بررسی کنیم.

اهرم مالی و کاربرد آن

فهرست مطالب

اهرم مالی چیست؟

اهرم مالی چیست؟

اهرم مالی استفاده از بدهی برای به دست آوردن دارایی‌های اضافی یا تامین مالی پروژه‌ها است. برای ایجاد بدهی، افراد یا مشاغل وام می‌گیرند. در مقابل، وام گیرندگان به وام دهندگان قول می‌دهند که اصل مبلغ و بهره وام‌های خود را بازپرداخت کنند. به اهرم مالی اهرم یا معامله بر روی سهام نیز گفته می‌شود. اهرم مالی به ما می‌گوید که یک شرکت چقدر به استقراض وابسته است و چگونه از بدهی یا استقراض خود درآمد ایجاد می‌کند.

دلایل استفاده از اهرم مالی ممکن است برای افراد و شرکت‌های مختلف متفاوت باشد. شرکت‌ها ممکن است بخواهند دارایی و تجهیزاتی را برای افزایش ارزش سهامداران خریداری کنند، اما سرمایه‌گذاران فردی ممکن است از اهرم‌های مالی برای افزایش بازده سرمایه‌گذاری خود استفاده کنند. در هر صورت، اگر ارزش دارایی افزایش یابد و نرخ بهره وام کمتر از نرخ افزایش ارزش دارایی باشد، صاحب آن دارایی بازده بیشتری دریافت خواهد کرد. با این حال، اگر ارزش دارایی کاهش یابد، به این معنی است که مالک ضرر مالی بیشتری متقبل خواهد شد.

شرکت‌ها از ترکیبی از حقوق صاحبان سهام و بدهی برای تامین مالی عملیات‌های تجاری خود استفاده می‌کنند، اما برای حفظ رشد سود باید نرخ بازدهی بالاتری نسبت به نرخ بهره وام‌های خود ایجاد کنند. در عین حال، شرکت‌ها باید تمایل به استقراض و حفظ حاشیه سود عالی داشته باشند.

مزایا و معایب اهرم مالی

  • وام گیرندگان ممکن است سرمایه گذاری اولیه نسبتاً کمی انجام دهند.
  • وام گیرندگان ممکن است بتوانند دارایی‌های بیشتری را از طریق تامین مالی بدهی با وجوه اضافی خریداری کنند.
  • تحت شرایط مساعد، اهرم مالی می‌تواند بازدهی بالاتری را برای یک فرد یا کسب و کار به ارمغان آورد.
  • این احتمال وجود دارد که ارزش دارایی‌ها به سرعت کاهش یابد و زیان های مالی ممکن است با اهرم مالی افزایش یابد.
  • در صنایعی مانند خودروسازی، ساخت و ساز و تولید نفت، اهرم مالی با ریسک عملیاتی بیشتری برای این شرکت‌ها همراه است.
  • سوء استفاده از اهرم مالی می‌تواند شرکت‌ها را مجبور به ترک کردن و تعطیلی تجارت کند.

شرکت‌هایی که سود کمتری ایجاد می‌کنند و جریان درآمد قابل پیش بینی کمتری دارند، زمانی که ارزش دارایی‌هایشان کاهش یابد، ضرر بیشتری متحمل خواهند شد. این شرکت‌ها ممکن است مجبور به پرداخت نرخ بهره بالاتر برای وام‌ها شوند زیرا ریسک آن‌ها بیشتر است. اهرم مالی ابزار مفیدی برای شرکت‌هایی است که سودآور هستند و می‌توانند جریان درآمد خود را پیش بینی کنند.

نسبت های اهرمی

نسبت های اهرمی

برای تعیین سلامت و قدرت مالی یک شرکت، تحلیلگران، مؤسسات وام دهی و بانک‌ها می‌توانند از نسبت های اهرمی مختلفی استفاده کنند. نسبت اهرمی یک معیار مالی است که میزان سرمایه یک شرکت در قالب بدهی را بررسی می‌کند یا تعیین می‌کند که آیا این شرکت می‌تواند بدهی های خود را پرداخت کند یا خیر. هر نسبت بر یک یا چند عامل تمرکز دارد: بدهی، حقوق صاحبان سهام، دارایی ها و هزینه های بهره.

حداقل 10 نسبت اهرم مالی خاص وجود دارد و اکثر آن‌ها سلامت مالی یک شرکت را تجزیه و تحلیل می‌کنند:

نسبت اهرم مصرف کننده

نسبت اهرم مصرف کننده تعیین می‌کند که یک مصرف کننده معمولی نسبت به درآمد قابل تصرف خود چه میزان بدهی دارد. برای محاسبه نسبت اهرم مصرف کننده، تحلیلگران می‌توانند از این فرمول استفاده کنند:

نسبت اهرم مصرف کننده = کل بدهی خانوار تقسیم بر درآمد شخصی قابل مصرف

نسبت بدهی به سرمایه

نسبت بدهی به سرمایه، اهرم مالی یک شرکت را با مقایسه کل بدهی شرکت با سرمایه آن اندازه گیری می‌کند. در این حالت، منظور از بدهی، بدهی کوتاه مدت و بلندمدت بهره دار شرکت است و سرمایه عبارت است از مجموع تمام بدهی های دارای بهره به اضافه حقوق صاحبان سهام که ممکن است شامل همه اشکال سهام باشد. برای محاسبه نسبت بدهی به سرمایه یک شرکت، تحلیلگران می‌توانند از این فرمول استفاده کنند:

نسبت بدهی به سرمایه = بدهی تقسیم بر (بدهی + حقوق صاحبان سهام)

نسبت بدهی به تامین سرمایه

نسبت بدهی به تامین سرمایه به طور مستقیم اهرم مالی یک شرکت را با ارزیابی میزان بدهی آن شرکت در ساختار سرمایه‌ای آن اندازه گیری می‌کند. این نسبت رهن‌های عملیاتی را نیز شامل بدهی‌ها می‌کند و سهام عادی و ممتاز را به عنوان حقوق صاحبان سهام در نظر می‌گیرد. فرمول محاسبه نسبت بدهی به تامین سرمایه به شرح زیر است:

نسبت کل بدهی به تامین سرمایه = (بدهی کوتاه مدت + بدهی بلندمدت) تقسیم بر (بدهی کوتاه مدت + بدهی بلند مدت + حقوق صاحبان سهام)

نسبت اهرم بدهی به EBITDA

نسبت اهرم بدهی به EBITDA بررسی می‌کند که چگونه یک شرکت می‌تواند بدهی‌های متحمل شده خود را پرداخت کند و چقدر احتمال دارد که شرکت در پرداخت بدهی‌ها قصور کند. EBITDA مخفف درآمد قبل از بهره، مالیات، استهلاک و کاهش بها است. موسسات مالی و اعتباری معمولا از این نسبت استفاده می‌کنند و شرکت‌ها باید سعی کنند این نسبت را حداکثر روی 3.0 نگه دارند. برای محاسبه این نسبت، تحلیلگران از این فرمول استفاده می‌کنند:

نسبت بدهی به EBITDA = بدهی تقسیم بر EBITDA

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (D/E) شاید شناخته‌شده‌ترین و پرکاربردترین نسبت اهرم مالی باشد. در بیشتر صنایع، شرکت‌ها سعی می‌کنند نسبت D/E خود را روی 2.0 یا کمی پایین‌تر نگه دارند. نسبت D/E بالا ممکن است نشان دهنده یک استراتژی تامین مالی تهاجمی با بدهی باشد که منجر به نوسان درآمد، به ویژه در بین نرخ های بهره بالا می‌شود. تحلیلگران می‌توانند نسبت D/E یک کسب و کار را این گونه محاسبه کنند:

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام = کل بدهی ها تقسیم بر کل حقوق صاحبان سهام

درجه اهرم مالی

درجه اهرم مالی (DFL) یک نسبت اهرمی است و ارزیابی می‌کند که چگونه سود یک شرکت از هر سهم پس از ایجاد تغییرات در ساختار سرمایه آن، تحت تأثیر تغییرات درآمد عملیاتی قرار می‌گیرد. زمانی که درجه اهرم مالی بالا باشد، به این معنی است که شرکت تغییرات سریعی را در سود تجربه خواهد کرد. این موضوع می‌تواند منجر به بازدهی عالی شود، اما تنها در صورتی که درآمد عملیاتی شرکت افزایش یابد.

برای محاسبه DFL، تحلیلگران می‌توانند از این فرمول استفاده کنند:

درجه اهرم مالی = درصد تغییرات در سود به دست آمده از هر سهم (EPS) تقسیم بر درصد تغییرات در EBIT

EBIT نشان دهنده سود قبل از بهره و مالیات است.

از طرف دیگر، تحلیلگران می‌توانند از این فرمول استفاده کنند:

درجه اهرم مالی (DFL) = EBIT تقسیم بر (EBIT منهای بهره)

ضریب حقوق صاحبان سهام

ضریب حقوق صاحبان سهام مانند نسبت D/E است، اما به جای مقایسه کل بدهی‌های یک شرکت با حقوق صاحبان سهام، دارایی‌ها را با حقوق صاحبان سهام مقایسه می‌کند. تحلیلگران می‌توانند با استفاده از فرمول زیر، ضریب حقوق صاحبان سهام را محاسبه کنند:

ضریب حقوق صاحبان سهام = کل دارایی‌ها تقسیم بر کل حقوق صاحبان سهام

برای تعیین ارزش دارایی‌های یک شرکت، کل بدهی شرکت را به بازار بدهی چیست و چه کاربردی دارد؟ ارزش کل حقوق صاحبان سهام اضافه کنید:

کل دارایی‌ها = کل بدهی + حقوق صاحبان سهام

نسبت پوشش هزینه های ثابت

نسبت پوشش هزینه های ثابت که با عنوان نسبت تعداد دفعات تحقق بهره (TIE) نیز شناخته می‌شود، جریان نقدی شرکت را با بهره بدهی بلندمدت مقایسه می‌کند. در این مورد، شرکت‌ها تمایل دارند نسبت‌های بالاتری داشته باشند، زیرا این نسبت‌ها مطلوب هستند. برای یافتن نسبت پوشش هزینه های ثابت، تحلیلگران می‌توانند از این فرمول استفاده کنند:

نسبت تعداد دفعات تحقق بهره (TIE) = EBIT تقسیم بر هزینه بهره بدهی های بلند مدت

نسبت پوشش بهره

نسبت پوشش بهره مفاد بیشتری را به بدهی‌های شرکت اضافه می‌کند و به تحلیلگران می‌گوید که یک شرکت تا چه اندازه می‌تواند بدهی خود را تامین کند. بسته به صنعت، شرکت‌ها باید این نسبت را روی 3.0 یا بالاتر نگه دارند. فرمول محاسبه نسبت پوشش بهره از این قرار است:

نسبت پوشش بهره = درآمد عملیاتی تقسیم بر هزینه های بهره

نسبت اهرمی ردیف 1

نسبت اهرمی ردیف 1 سلامت مالی یک بانک را با مقایسه سرمایه اصلی آن با کل دارایی‌های آن اندازه گیری می‌کند. در این مورد، از دارایی‌های ردیف 1 استفاده می‌شود، زیرا این نوع دارایی‌ها به راحتی در طول یک بحران مالی نقد می‌شوند. برای یافتن نسبت اهرمی ردیف 1 یک بانک می‌توانید از این فرمول استفاده کنید:

نسبت اهرمی ردیف 1 = سرمایه ردیف 1 تقسیم بر دارایی های تلفیقی ضربدر 100

نحوه محاسبه سود پس از استفاده از اهرم مالی

نحوه محاسبه سود پس از استفاده از اهرم مالی

برای اینکه بفهمید هنگام استفاده از اهرم مالی چقدر می‌توانید سود ببرید، ابتدا باید تغییر در ارزش دارایی خریداری شده را اندازه گیری کنید، سپس کل سرمایه خود را به علاوه هر میزان بهره‌ای که روی بدهی‌ها دارید از آن کم کنید (کل سرمایه + درصد بهره بدهی).

برای پیدا کردن تغییر در ارزش دارایی، از این فرمول استفاده کنید:

دارایی ضربدر (1 + درصد تغییر در دارایی)

تغییر در ارزش دارایی باید به صورت اعشاری باشد.

برای اینکه بفهمید چقدر می‌توانید سود کنید، از این فرمول کلی استفاده کنید:

دارایی ضربدر (1 + درصد تغییر در ارزش دارایی) منهای (کل سرمایه + درصد بهره بدهی)

مثال هایی از اهرم مالی

مثال اول:

اهرم مالی می‌تواند برای یک فرد سرمایه گذار این گونه کار کند:

اگر شخصی یک ملک 25000 دلاری را به طور کامل با پول خود خریداری کند و ارزش ملک 30٪ (0.30) افزایش یابد، آن شخص می‌تواند این ملک را به قیمت 32500 دلار بفروشد و 7500 دلار سود ببرد.

دارایی × (1 + % تغییر در ارزش دارایی) – (کل سرمایه + % بهره بدهی):

25000 دلار × (1 + 0.30) – (25000 دلار + 0) = 32500 دلار – 25000 دلار = 7500 دلار

اگر این ملک تا 30 درصد مستهلک شود، ارزش ملک 17500 دلار خواهد بود و مالک 7500 دلار ضرر می‌کند.

25000 دلار × (1 – 0.30) – (25000 دلار) = 25000 دلار × (0.7) – 25000 دلار = 17500 دلار – 25000 دلار = منفی 7500 دلار

اگر همین فرد ملکی به ارزش 75000 دلار با 50000 دلار از پول خود و 25000 دلار وام گرفته شده از بانک با نرخ بهره 5 درصد خریداری کند، ریسک بیشتری را متقبل می‌شود اما به طور بالقوه پاداش بیشتری دریافت می‌کند. اگر ارزش ملک تا 40 درصد افزایش یابد، صاحب ملک می‌تواند ملک را به قیمت 105000 دلار بفروشد و سود کند (30000 دلار منهای 1270 دلار بهره بدهی به بانک).

75000 دلار × (1 + 0.40) – (75000 دلار + 0.05 × 25000 دلار) = 105000 دلار – (75000 دلار + 1250 دلار) = 105000 دلار – (76250 دلار) = 28750 دلار

برعکس، اگر این ملک 40 درصد از ارزش خود را از دست بدهد، مالک 31270 دلار پس از فروش ملک به قیمت 45000 دلار ضرر خواهد کرد.

مثال دوم:

شرکت اپل Ltd ماشین آلاتی را به قیمت 100000 دلار به صورت نقدی خریداری کرد. با استفاده از این ماشین آلات، این شرکت 150000 دلار درآمد ایجاد کرد. در همان بازار بدهی چیست و چه کاربردی دارد؟ زمان، شرکت دیگری به نام Kiwi Pvt. Ltd برای خرید همین نوع ماشین آلات وام گرفت تا درآمدی معادل 150000 دلار داشته باشد. شرکت Kiwi Pvt. Ltd از اهرم مالی برای ایجاد درآمد استفاده کرد اما با ضرر 300000 دلاری مواجه شد.

  • اگر ارزش اهرم مالی بیشتر باشد، استفاده از بدهی بیشتر می‌شود و هزینه شرکت از نظر کارمزد فرآیندها و سود پرداختی بر آن افزایش می‌یابد و این موضوع ممکن است بر EPS (سود به دست آمده از هر سهم) و سودآوری یک شرکت تأثیر بگذارد.
  • اگر ارزش اهرم مالی کم باشد، یک شرکت بسیاری از سهام و اوراق بهادار مالی را برای جمع آوری وجوه برای رشد تجارت خود منتشر می‌کند. در عین حال، ریسک نیز در حال افزایش است زیرا ریسک بازار بالا است و بازار بیش از حد در نوسان است.
  • ریسک مالی همچنین به یافتن موقعیت مالی واقعی یک شرکت و شناسایی ریسک های مرتبط با فعالیت‌های تجاری آن شرکت کمک می‌کند.
  • اهرم مالی به سرمایه گذاران اجازه می‌دهد تا اعتبار شرکت‌ها و ریسک های موجود در یک معامله پولی را درک کنند. همچنین کمک می‌کند تا سرمایه گذاران بازگشت سرمایه خود را ببینند و بازدهی بالقوه سرمایه‌گذاری‌های خود را محاسبه کنند.

همه مشاغل باید اهرم مالی را ردیابی کنند

همه مشاغل باید اهرم مالی را ردیابی کنند

اهرم مالی یک معیار مفید نظارتی برای صاحبان تمامی مشاغل و کسب و کارها است. در حالی که اهرم مالی می‌تواند به رشد کسب و کار و دارایی‌های شما کمک کند، می‌تواند خطرآفرین نیز باشد. گاهی ممکن است انتظار داشته باشید که ارزش دارایی‌های شما افزایش یابد، اما در عمل ارزش خود را از دست می‌دهند. با این حال، بازده اهرم مالی، به ویژه برای مشاغل کوچک‌تر که دارای ارزش سهام کمتری هستند، می‌تواند فوق‌العاده بازار بدهی چیست و چه کاربردی دارد؟ باشد.

اگر هنوز در درک اهرم مالی مشکل دارید، حتما با یک حسابدار متخصص مشورت کنید تا راهنمایی‌های بیشتری در مورد اهرم مالی دریافت کنید. البته برای محاسبه اهرم مالی شرکت خود باید به صورت های مالی دقیق دسترسی داشته باشید. با استفاده از نرم افزارهای حسابداری حرفه‌ای، مثل نرم افزار حسابداری محک می‌توانید به این مهم دست یابید.

5 آدرس غلط برای سرکوب بازار بدهی

بیش از یک سال از شروع به کار رسمی بازار بدهی می‌گذرد و به نظر می‌رسد توسعه این بازار مخالفان زیادی دارد. مخالفت‌هایی که تا‌کنون نیز موفق شده‌اند عرضه اوراق بدهی را در ماه‌های پایانی سال 95 متوقف کنند. استدلال‌های مختلفی از سوی معترضان به بازار بدهی ارائه می‌شود که بررسی‌ها نشان می‌دهد این دلایل به بهانه شباهت بیشتری دارند.

5 آدرس غلط برای سرکوب بازار بدهی

به گزارش اقتصادنیوز ، در ادامه این گزارش بی‌پایه بودن پنج مورد از دلایل مخالفت با توسعه بازار بدهی را بررسی کرده است.

1- ارتباط اقتصادی نوظهورها با بازار بدهی

یکی از استدلال‌هایی که مخالفان بازار بدهی مطرح می‌کنند، عدم کشش اقتصاد ایران برای عرضه بیشتر اوراق در این بازار است. در واقع، توسعه بالای بازار بدهی را ویژه اقتصادهای توسعه‌یافته و بزرگ می‌دانند. این بازار بدهی چیست و چه کاربردی دارد؟ در حالی است که بر اساس تحقیق بانک تسویه بین‌المللی (BIS) رابطه مثبتی میان رشد اقتصادی کشورهای نوظهور و توسعه بازار بدهی این کشورها وجود دارد. به عبارت دیگر، بخش‌های عمومی و خصوصی در این کشورها همزمان با افزایش تولیدات خود تمایل بیشتری به فعالیت در بازار بدهی محلی برای تامین مالی مورد نیاز خود پیدا می‌کنند. از سوی دیگر، یک بازار بدهی توسعه‌یافته ضمن افزایش کارآیی اقتصادی، آسیب‌پذیری کشورها به بحران‌های مالی را کاهش داده یا موجب تخفیف در اثرات این نوع بحران‌ها می‌شود؛ چرا‌که این بازارها هنگام کمبود منابع بانکی در واقع یک بازار جایگزین برای تامین مالی شرکت‌ها محسوب می‌شوند.

همان‌طور که اشاره شد روندهای جهانی توسعه بازار بدهی نشان می‌دهد که اکثر اقتصادهای نوظهور مانند مالزی، چین و کره جنوبی نیز از سال 1997 (بحبوحه بحران مالی کشورهای آسیایی) به سوی توسعه بازار بدهی و انتشار اوراق بدهی متمایل شده‌اند. بنابراین ارتباط مستقیمی میان رشد اقتصادی این کشورها و توسعه بازار بدهی به وجود آمده است.

بورس اوراق بهادار کره جنوبی، در سال ۱۹۵۳ در این کشور راه‌اندازی شد. در تاریخ ۱۹ ژانویه ۲۰۰۵ بر‌اساس قانون شماره ۷۱۱۲ دولت کره جنوبی سه بورس این کشور شامل بورس اوراق بهادار، بورس فیوچرز و بورس کوسدک با هم ادغام شدند و بورس کره را تشکیل دادند. آغاز توسعه بازار بدهی این کشور نیز به سال‌های 1997 باز می‌گردد. این کشور در این مدت توانست بازار بدهی خود را به شکل مناسبی توسعه دهد؛ به‌طوری‌که حجم اوراق بدهی کره جنوبی تا پایان مارس 2016 میلادی بیش از 1600 میلیارد دلار بوده است. در این کشور، بازار بدهی بیشترین سهم را از بازارهای مالی در اختیار دارد و بعد از آن بازارهای سهام و پول در مراتب بعدی قرار می‌گیرند. همچنین حدود یک‌سوم از بازار بدهی این کشور برای تامین مالی شرکتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در چین نیز در سال 1990 میلادی شاهد آغاز به کار بورس شانگهای (یکی از دو بورس مستقل این کشور) بودیم. بورس شانگهای از حیث ارزش‌ بازار ششمین بورس بزرگ جهان است. دیگر بورس چین، شنزن نام دارد که در سال 1991 (یک سال پس از بورس شانگهای) آغاز به کار کرد. مانده اوراق بدهی منتشر‌شده از سوی چین نیز تا پایان مارس 2016 میلادی، حدود 7900 میلیارد دلار است که سهم تامین مالی شرکت‌ها 22 درصد است.

2- رنگ و بوی نرخ اوراق بدهی

مدت‌هاست انتقاداتی از سوی برخی کارشناسان و سیاست‌گذاران اقتصادی در مورد بازار بدهی مطرح می‌شود. این انتقادات نرخ بالای این اوراق را مانعی بر سر راه کاهش نرخ سود بانک‌ها عنوان می‌کنند. این منتقدان می‌گویند: توسعه این بازار تامین مالی شرکت‌ها را سخت‌تر و نقدینگی دیگر بازارها را جذب بازار بدهی می‌کند. از طرفی نیز نرخ بالای این اوراق را مانعی برای رونق گرفتن معاملات بازار سهام می‌دانند. در نگاه اول شاید نقد مطرح شده از سوی این افراد منطقی ارزیابی شود اما نباید اوراق بدهی را با اوراق مشارکت یکسان فرض کرد. اوراق مشارکت دارای سود ثابتی بوده و دارندگان این اوراق ریسکی را متحمل نمی‌شوند. اوراق مرابحه و اوراق اجاره اما از تحولات کلان اقتصادی تاثیر پذیرفته و نرخ ثابتی ندارند. به عنوان مثال با کاهش نرخ بهره، قیمت اوراق مورد بررسی افزایش یافته در نتیجه شاهد کاهش نرخ سود آنها خواهیم بود. به عبارت دیگر این ساز و کار بازار است که نرخ بازدهی اوراق بدهی را تعیین می‌کند.

یادآوری این نکته نیز ضروری است که سهم اوراق بدهی موجود در کشورمان بسیار کوچک‌تر از آن است که هنوز بخواهد تعیین‌کننده بازار بدهی چیست و چه کاربردی دارد؟ نرخ بهره در اقتصاد باشد. در واقع این نرخ سود بین بانکی است که با سهمی بسیار بالاتر، نرخ سود سایر بازارها را تعیین می‌کند. بنابراین، نرخ سود بازار بدهی به نوعی معلول فضای اقتصاد کلان است و نه علت آن. از سوی دیگر، بررسی‌های «دنیای اقتصاد» نشان می‌دهد حجم بالایی از انباشت تقاضا برای این اوراق از سوی صندوق‌های درآمد ثابت وجود دارد.

این موضوع نیز تاکید می‌کند به دلیل مازاد تقاضا، نگرانی از عرضه اوراق بدهی و اثر آن بر افزایش نرخ سود بی‌مورد است.

3) اوراق بدهی؛ دولتی یا خصوصی؟

در حال حاضر یکی از مواردی که همواره از سوی مخالفان توسعه بازار بدهی ذکر می‌شود دولتی بودن اوراق بدهی منتشره در بازار و بی‌بهره ماندن بخش خصوصی اقتصاد از مزایای آن است. این در حالی است که نگاهی به آخرین آمار اوراق منتشر شده در بورس و فرابورس حاکی از سهم تقریبا یکسان بخش دولتی و غیردولتی از این اوراق است. در حال حاضر 93 هزار و 632 میلیارد ریال اوراق بدهی در بورس و 198 هزار میلیارد ریال از این اوراق در فرابورس منتشر شده است که در مجموع سهم دولت از اوراق مذکور 55 درصد بوده و غیردولتی‌ها سهمی حدود 45 درصدی دارند. نسبتی که در مقایسه به آمار جهانی اوراق بدهی خیلی بیراه به نظر می‌رسد. در کشور آمریکا تا پایان مارچ 2016 میلادی در مجموع 37 هزار و 177 میلیارد دلار اوراق بدهی منتشر شده است که از این میان حدود 44 درصد اوراق به تامین مالی دولت و 56 درصد نیز در خدمت تامین مالی شرکت‌های مالی و غیرمالی بوده است. انگلستان نیز وضعیتی مشابه کشور آمریکا دارد، به طوری که از 5 هزار و 900 میلیارد دلار اوراق بدهی منتشر شده در این کشور 2‌هزار و 637 میلیارد دلار در سیطره دولت و 3 هزار و 263 میلیارد دلار در دست بخش خصوصی قرار دارد. نیمی از بازار بدهی کشور فرانسه نیز با تامین مالی بخش خصوصی می‌پردازد و نیمی دیگر در اختیار پروژه‌های دولتی است. بازارهای بدهی کشورهای هند و ژاپن اما عمدتا در خدمت تامین مالی دولت قرار دارند، به طوری که صد درصد بازار بدهی محلی کشور هند به تامین مالی دولت اختصاص دارد و این رقم در کشور ژاپن به 74 درصد می‌رسد.

4) ضدنفع یا منفعت جدید سهامداران؟

یکی دیگر از نکاتی که دستاویز مخالفان بازار بدهی شده است، کژنمایی حقوق سهامداران با توسعه اوراق بدهی است. هرچند رقابت میان بازارهای بدهی و سهام عموما وجود دارد، اما این به این معنا نیست که سرمایه‌گذار متضرر می‌شود. اتفاقا در شرایطی که بازار بدهی توسعه‌یافته باشد، فرصت جدیدی برای سرمایه‌گذاران فراهم می‌شود که می‌توانند دائما بین بازار بدهی و بازار سهام سرمایه خود را جابه‌جا و سود مناسبی را کسب کنند. بنابراین، مخالفت با توسعه بازار بدهی به بهانه حفظ حقوق سهامداران نوعی مطالبه نادرست محسوب می‌شود.

5) توسعه سریع یا ابتدای راه بازار بدهی ایران؟

در کشورمان یکی از مهم‌ترین معضلاتی که نه تنها بازارها، بلکه بنگاه‌ها و فعالان اقتصادی را درگیر خود ساخته است، کمبود نقدینگی است. کمبودی که باید از طریق چهار موتور اصلی اقتصاد یعنی سرمایه‌گذاری دولتی، سرمایه‌گذاری خارجی، بازار پول و بازار سرمایه تامین مالی شود. اما در حال حاضر با توجه به محدودیت سه منبع نخست، به نظر می‌رسد تامین مالی لازم برای بنگاه‌های خصوصی و دولتی از طریق بازار سرمایه‌ مناسب‌ترین گزینه پیش‌روی اقتصاد ایران است. 50 سال از تاسیس بازار اوراق بهادار در ایران می‌گذرد. در سال 1345 قانون و مقررات تشکیل بورس اوراق بهادار تهران را تهیه و لایحه تشکیل بورس اوراق بهادار تهران در اردیبهشت این سال در مجلس شورای ملی تصویب شد.

در سال‌های اخیر با ایجاد نوآوری‌های متعددی در روش‌های تامین مالی اسلامی و همچنین تنوع گسترده در اوراق با درآمد ثابت همچون صکوک اجاره، مرابحه و استصناع، ظرفیت‌های زیادی برای توسعه بازار بدهی در کشورمان به وجود آمد. با این وجود در حال حاضر بازار اوراق با درآمد ثابت همچنان نقش پررنگی در تامین مالی نداشته و آن‌طور که شایسته است خلأ ناشی از مشکلات نظام بانکی را پر نکرده است؛ به طوری که ارزش بازار بدهی که در حال حاضر 6/ 2 درصد از تولید ناخالص داخلی و 3/ 6 درصد ارزش بازار سهام را از آن خود کرده است. در این میان بررسی‌های «دنیای اقتصاد» از 15 کشور نشان می‌دهد که نسبت بازار بدهی به تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشورها بیش از 113 درصد و نسبت آنها به بازار سهام حدود 185 درصد است. بنابراین، توسعه بازار بدهی گامی مهم در مسیر توسعه و رشد اقتصادی ایران خواهد بود. این در حالی است که سنگ‌های زیادی در مسیر رشد و توسعه این بازار نوپا وجود دارد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.