رفتار توده ای در بازار سرمایه


برای مقابله با تغییرات اقلیمی چه کنیم؟

برای مقابله با تغییرات اقلیمی چه کنیم؟

افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی توسط بشر به‌ویژه پس از انقلاب صنعتی موجب افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای و در نهایت تغییرات آب و هوایی، گرمایش جهانی، جابه‌جایی فصل‌ها و تشدید خشکسالی در جهان از جمله ایران شده است. این وضعیت نه تنها موجب تخریب محیط زیست شده بلکه زندگی را برای بشر سخت‌تر کرده است این در حالیست که می‌توان با در پیش گرفتن راهکارهایی تاثیرات تغییرات اقلیمی را کاهش داد.

به گزارش ایسنا، سازمان ملل متحد امروز دوم مهر( ۲۴ اکتبر) را هر ساله به عنوان روز جهانی مبارزه با تغییرات اقلیمی گرامی‌ می‌دارد. تغییر اقلیم پدیده‌ای است که بر اثر افزایش دمای کره زمین یا همان گرمایش جهانی ایجاد می­‌شود. گرمایش جهانی خود پدیده‌­ای است که به دنبال صنعتی شدن کشورها و به سبب افزایش غلظت گازهای گلخانه‌ای به‌ویژه گاز دی‌اکسیدکربن در جو به وجود آمده است. شاید در دنیای امروز بتوان گرمایش جهانی و پدیده تغییر اقلیم ناشی از آن را از شرایطی که برای زیست پیرامون ما ایجاد کرده است، بهتر درک کرد. بشر این روزها به دلیل بارش‌های سیل‌آسا، خشکسالی‌های متعدد و آتش‌سوزی‌های جنگلی گسترده، سرما یا گرمای ناگهانی و کاهش بارش برف بیش از هر زمان دیگری طعم تلخ تغییرات اقلیم را چشیده است.

تغییر اقلیم نشان‌دهنده تغییرات غیرعادی در اقلیم درون اتمسفر زمین و پیامدهای ناشی از آن در قسمت‌های مختلف کره زمین است که اگر چاره‌ای برای سازگاری با آن نیندیشیم، تمام زندگی مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این پدیده در نتیجه فاکتورهایی همچون فرآیندهای دینامیکی زمین یا عوامل بیرونی همچون تغییرات در شدت تابش آفتاب یا فعالیت‌های انسانی رخ می‌دهد.

عوامل خارجی تأثیرگذار بر اقلیم را اغلب نیروهای اقلیمی می‌نامند و شامل فرآیندهایی همچون نوسانات در شدت نور خورشید، انحراف در مسیر حرکت زمین و افزایش غلظت گازهای گلخانه‌ای می‌شود.

به عقیده بسیاری از دانشمندان، گرمایش جهانی ناشی از تغییرات اقلیمی یکی از بزرگترین چالش‌های قرن بیست و یکم است. این پدیده دارای اثرات بسیار مخرب در کل جهان به‌ویژه برای کشورهای در حال توسعه از لحاظ اقتصادی و کشورهای واقع در عرض میانی جهانی و کمربند خشک است؛ به‌نحوی که تهدیدی برای منابع حیاتی آب و امنیت غذایی محسوب می‌شود و بروز پدیده‌های حدی مانند سیل و خشکسالی را به دنبال خواهد داشت که موجب به وجود آمدن تعارضات محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی همچنین مهاجرت‌های گسترده اکولوژیک می‌شود.

سینا صمدی - مدیر گروه پژوهشی تغییر اقلیم و بلایای جوی مرکز اقلیم‌شناسی سازمان هواشناسی و متخصص تغییر اقلیم و بلایای جوی - درباره موضوع تغییر اقلیم به ایسنا می‌گوید: بحث تغییر اقلیم موضوعی است که از چند دهه گذشته آغاز شده و امروزه به اوج خود رسیده است. طی چند دهه گذشته تنها دانشمندان و متخصصان تبعات تغییر اقلیم و مباحث مرتبط به آن را احساس می‌کردند اما اکنون تبعات تغییر اقلیم بخش‌های گسترده‌ای از جوامع مختلف را تحت تاثیر قرار داده و سبب شده است که توجه بسیاری از افراد به موضوع تغییرات اقلیم جلب شود.

تغییر اقلیم و جلوه‌هایش

صمدی با اشاره به اینکه تغییر شکل بارش‌ها و کاهش بارش برف، وقوع بارش‌های حدی و خالی شدن تعداد زیادی از روستاها از سکنه به دلیل خشکسالی، طوفان‌های گرد و خاک و. نشانه‌هایی از تغییر اقلیم است، می‌گوید: ما این روزها حتی با جابه‌جایی فصل‌ها مواجه هستیم که زنگ خطری برای زمین و ساکنان آن است. بر اساس پژوهش‌های انجام شده، تغییر اقلیم علاوه بر تمام آثار زیان‌بار خود می‌تواند روی بسیاری از بیماری‌ها و اپیدمی آن‌ها اثرگذار باشد.

مدیر گروه پژوهشی تغییر اقلیم و بلایای جوی مرکز اقلیم‌شناسی سازمان هواشناسی و متخصص تغییر اقلیم و بلایای جوی می‌افزاید: برای مثال شیوع برخی از بیماری‌ها متاثر از شرایط آب و هوا هستند و با تغییر فصل‌ها کاهش یا افزایش پیدا می‌کنند و حتی گاهی اوقات از بین می‌روند. از این‌رو هنگامی‌که فصل‌ها از ریتم طبیعی خود خارج می‌شوند، روی بیماری‌ها و اپیدمی‌ها نیز اثر می‌گذارند حتی برخی از بیماری‌ها و آفات در عرصه‌های طبیعی کشور نیز متاثر از تغییرات رفتار توده ای در بازار سرمایه خارج از نرمال شرایط آب و هوایی است.

وی ضمن بیان اینکه گاهی آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌ها نیز متاثر از تغییرات اقلیم است، تصریح می‌کند: برای مثال بارش‌های بیش از حد نرمال سبب افزایش نامتعارف سطح پوشش گیاهی می‌شود و این پوشش با گرم شدن هوا خشک و تبدیل به توده‌ای از بمب‌های آتشین می‌شود که افزایش خسارات آتش‌سوزی‌های جنگلی را به دنبال دارد.

خشکسالی عضو جدایی ناپذیر تغییر اقلیم

خشکسالی از مخاطرات طبیعی شناخته شده و بخش جدایی ناپذیر تغیرات اقلیمی است. رخداد خشکسالی بر بخش‌های مختلف زندگی انسان‌ها تاثیر می‌گذارد. تغییر در دما و الگوی بارش اثرات زیادی بر کمیت و کیفیت منابع آب به‌خصوص در مناطق خشک نظیر ایران می‌گذارد. در سال‌های اخیر وقوع خشکسالی‌های متعدد در ایران خطری جدی برای منابع آب محسوب می‌شود.

تغییر اقلیم و نوسانات کره زمین

صمدی در ادامه با بیان اینکه تغییر اقلیم سبب شده است که در طولانی مدت نوساناتی روی کره زمین اتفاق بیفتد و بخش‌های مختلف آن را تحت تاثیر قرار دهد، تصریح می‌کند: بحث تغییرات اقلیم بحثی پیچیده و چند بعدی است و عوامل انسانی و غیر انسانی در رخ دادن آن دخیل هستند اما باوجود این، آثار فعالیت‌های مخرب انسان بر تغییرات اقلیم مشهودتر است. افزایش استفاده از سوخت‌های فسیلی روی کره زمین و به دنبال آن افزایش تولید گازهای گلخانه‌ای از مهمترین دلایل ایجاد تغییراتی روی پارامترهای کره زمین از جمله دما و به دنبال آن تغییراتی در اقلیم هستند.

انسان و تغییر اقلیم بلای جان زمین

به گفته این متخصص تغییر اقلیم و بلایای جوی، فعالیت‌های انسانی و تغییر اقلیم سبب آب شدن یخ در قطب، بالا آمدن سطح آب دریاها و از بین رفتن تعادل روی کره زمین شده است و هنگامی‌که پارامترها و بخش‌های مختلف روی کره زمین از تعادل خود خارج شوند، ما در بخشی از زمین با خشکسالی‌های متعدد و در بخشی دیگر با ترسالی‌های خارج از محدوده نرمال و طوفان‌های شدید مواجه می‌شویم که زندگی انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

تغییر اقلیم بلای جان انسان شده و این در حالیست که انسان، خود با فعالیت‌هایی مانند استفاده از سوخت‌های فسیلی یا تولید گازهای گلخانه‌ای باعث تشدید این پدیده می‌شود. سیده الهام عزیزی - رییس گروه تغییر اقلیم مرکز ملی هوای سازمان حفاظت محیط زیست - با بیان اینکه کارشناسان ۹۵ درصد علت اصلی تغییر اقلیم را ناشی از فعالیت‌های انسانی مانند افزایش استفاده از سوخت‌های فسیلی و افزایش گاز دی‌اکسید کربن می‌دانند، به ایسنا می‌گوید: برخی از گازهای گلخانه‌ای مانند دی‌اکسید کربن از طریق احتراق سوخت‌های هیدروکربوری و فعالیت جامعه بشری در فضا پراکنده و برخی دیگر مانند گازهای ترکیبات فلوری منحصرا از فعالیت‌های بشری تولید می‌شنود. متان از دیگر گازهایی است که بر درجه حرارت محیط اثر می‌گذارد و جزو گازهای گلخانه‌ای به شمار می‌آید. متان طی فرآیند تولید زغال سنگ، نفت و گاز آزاد می‌شود. از منابعی نظیر فضولات زنده حیوانی و دورریز کشاورزی نیز منتشر و با فساد و پوسیدن زباله‌های ارگانیک هم در فضا پراکنده می‌شود. از دیگر گازهای گلخانه‌ای می‌توان از «اکسید نیتروژن» که از فعالیت‌های بخش‌های حمل و نقل، کشاورزی و صنعتی آزاد می‌شوند، نام برد.

به گفته او، جوامع امروزی دچار روزمرگی شده‌اند و همچون ماشین از صبح تا شب مشغول فعالیت هستند، غافل از اینکه با برخی فعالیت‌های غیراصولی و خودخواهانه خود در توازن طبیعت اختلال ایجاد می‌کنند. تغییر الگوی دمایی، بالا آمدن سطح آب دریاها، تخریب نواحی ساحلی، از بین رفتن محصولات کشاورزی و غذایی، تخریب جنگل‌ها، کاهش منابع آب شیرین، تغییرات آب و هوای منطقه‌ای در عرض‌های بالا و نیمکره شمالی، رفتار توده ای در بازار سرمایه تغییر در میزان بارش باران و جهت وزش باد، افزایش بلایای طبیعی مثل طوفان گردباد و سیل، تشدید خشکسالی و توسعه مناطق بیابانی، افزایش آلودگی هوا در برخی مناطق بر اثر افزایش بادهای گرم و اثر احتمالی بر گسترش بیماری‌هایی نظیر مالاریا برخی ‌پیامدهای شناخته شده ناشی از تغییرات اقلیمی‌ هستند.

گازهای گلخانه‌ای معضلی برای تغییر اقلیم

مدیر گروه پژوهشی تغییر اقلیم و بلایای جوی مرکز اقلیم‌شناسی سازمان هواشناسی اظهار می‌کند: متاسفانه درحال حاضر برخی از کشورها به موضوع تغییر اقلیم به‌عنوان یک معضل جهانی نگاه نمی‌کنند و زیر بار کاهش استفاده از سوخت‌های فسیلی و به دنبال آن کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای نرفته‌اند و این مسئله معضلی برای کنترل تغییر اقلیم روی کره زمین است.

بنا بر اظهارات رییس گروه تغییر اقلیم مرکز ملی هوای سازمان حفاظت محیط زیست، درپی افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای و تغییرات در سیستم آب و هوایی کره زمین که منجر به افزایش میانگین دمای کره زمین در قرن و بیست و یکم به میزان ۰.۶ درجه سانتیگراد شده است، دولت‌ها چارچوب کنوانسیون تغییر آب و هوای سازمان ملل متحد را در سال ۱۹۹۲ جهت تثبیت غلظت گازهای گلخانه‌ای به میزانی که از تداخل خطرناک فعالیت‌های انسان با سیستم اقلیم پیشگیری کند، در ریو دوژانیرو در برزیل پذیرفتند. قانون الحاق جمهوری اسلامی ایران به این کنوانسیون در سال ۱۳۷۵( ۱۹۹۶) به تصویب مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان رسید.

در سال ۱۹۹۷ در سومین اجلاس کنوانسیون تغییر آب و هوای سازمان ملل متحد در کیوتوی ژاپن پروتکل الحاقی کنوانسیون تحت عنوان «پروتکل کیوتو» در مورد تعهدات کشورهای صنعتی تنظیم شد که طبق آن کشورهای صنعتی عضو پیوست ۱ کنوانسیون متعهد به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای به میزان پنج درصد زیر سطح انتشار در سال ۱۹۹۰ در دوره زمانی بین ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ شدند. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز از سال ۲۰۰۵ به عضویت پروتکل کیوتو در آمده است اما با توجه به اینکه روند انتشار گازهای گلخانه‌ای همچنان در جهان رو به افزایش بود و مکانیزم‌های مالی پیش‌بینی شده در پروتکل کیوتو پاسخگوی شرایط حاضر نبود و دنیا همچنان با معضل افزایش دما و پیامدهای ناشی از تغییراقلیم مواجه بود بنابراین در سال ۲۰۱۵ توافقنامه پاریس برای راهبردهای آینده موضوع تغییر اقلیم شکل گرفت که کشور ما تاکنون به این توافقنامه نپیوسته است.

تغییر اقلیم در ایران چه کرده است؟

تغییرات آب و هوایی یکی از مهمترین معضلات کشور ما نیز هست که تغییرات محسوسی را در منابع آبی، میزان تقاضا برای انرژی، تولیدات کشاورزی و نواحی ساحلی موجب خواهد شد که عزیزی درباره این موضوع اظهار می‌کند: بر اساس تحقیقات و ارزیابی‌های انجام شده در طرح «توانمندسازی تغییر آب و هوا» تحت نظر کنوانسیون تغییر آب و هوای سازمان ملل متحد و با استفاده از سناریوهای مطرح شده توسط «هیئت بین‌دولتی تغییر اقلیم» (IPCC)، اگر میزان غلظت دی‌اکسید کربن تا سال ۲۱۰۰ دو برابر شود، دمای متوسط ایران به میزان ۱.۵ تا ۴.۵ درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت.

رییس گروه تغییر اقلیم مرکز ملی هوای سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اینکه طبق آخرین گزارش‌های منابع معتبر جهانی، ایران به‌ لحاظ میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای جزو ۱۰ کشور اول است، تصریح می‌کند: این موضوع نشان‌دهنده لزوم برنامه‌ریزی‌های جدی در سطح ملی است؛ هرچند که تغییرات اقلیم حد و مرز سیاسی و جغرافیایی نمی‌شناسد و تغییری جهانی محسوب می‌شود که تمام کره زمین درگیر آن و راهکار مقابله یا سازگاری با تغییرات اقلیم اصلاح فعالیت‌های انسانی است.

برای مقابله با تغییرات اقلیمی چه کنیم؟

این متخصص تغییر اقلیم و بلایای جوی با تاکید بر رفتار توده ای در بازار سرمایه اینکه اگر اکنون برای مدیریت و کنترل تغییرات اقلیم کاری نکنیم، جوامع انسانی در بخش‌های مختلف کره زمین با خطری جدی مواجه خواهند بود، اظهار می‌کند: باید کشورهای مختلف دنیا به‌ویژه آن‌هایی که جزو تولیدکنندگان اصلی گازهای گلخانه‌ای هستند، متحد شوند و سیاست‌های جامعی را برای کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای و بازگشت به شرایط طبیعی - که بسیار زمان‌بر خواهد بود- اتخاذ کنند. چنانچه این اتفاق رخ ندهد، بر اساس مدل‌های اقلیمی در آینده نزدیک آثار تغییرات اقلیم با شدت بیشتری طیف وسیعی از زمین را دربرمی‌گیرد و حتی بسیاری از نقاط کره زمین غیرقابل سکونت می‌شود.

صمدی با اشاره به اینکه ما باید در قدم اول با تغییرات اقلیم سازگار شویم و قبول کنیم که این تغییرات روی کره زمین رخ داده است، می‌گوید: پس از آن باید اقداماتی را برای سازگاری و کنترل اوضاع انجام دهیم. برای مثال در کشور ما در بخش کشاورزی با توجه به کمبود آب باید تغییراتی صورت گیرد و از کشت‌های جایگزین که نیاز کمتری به آب دارند استفاده کنیم البته باید تاکید کرد که تغییر اقلیم ماهیت جهانی دارد و همه دنیا درگیر آن هستند و باید تصمیمات مشترکی برای کنترل آن گرفته شود.

عزیزی نیز به نقشی که مردم می‌توانند در مقابله با تغییرات اقلیمی ایفا کنند، اشاره و اظهار می‌کند: آگاهی‌بخشی به مردم برای رفتار درست، منطقی و دلسوزانه با طبیعت دارای نقش مهمی در پیشگیری از خطرهای ناشی از تغییرات اقلیم است. مردم می‌توانند از طریق اقداماتی از جمله صرفه‌جویی در مصرف آب و انرژی، استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر، خرید محصولات غذایی با کمترین بسته‌بندی، کاهش مصرف آب در بخش آبیاری و کشاورزی، کاهش حجم پسماند از طریق مصرف بهینه و بازیافت و . در جهت مقابله یا سازگاری با شرایط اقلیمی گام بردارند.

به گزارش ایسنا، با اینکه بحث گرمایش جهانی و تغییر اقلیم طی دهه اخیر مورد توجه تعدادی از کارشناسان و اساتید دانشگاه‌ در داخل کشور قرار گرفته و گاهی گزارش‌هایی هم درمورد اهمیت جهانی این موضوع ارائه می‌دهند اما هنوز دامنه اثرگذاری این پدیده بر سایر پدیده‌های جوی تبیین نشده و گرمایش جهانی ابعاد پنهان و مجهولی برای ما دارد. تغییرات اقلیمی دامنگیر کل جهان از جمله ایران شده است. انسان بسیار از این پدیده متاثر شده این در حالیست که خود به عاملی برای تشدید آن تبدیل شده است. بدین جهت لازم است مسئولان و مردم تا حد امکان از گسترش این پدیده جلوگیری کنند چراکه کره زمین و اقلیم ایران نه تنها متعلق به نسل کنونی بلکه آیندگان است.

شورش بهزاد نبوی علیه مارپیچ سکوت

سیدحمید متقی

هنوز ساعاتی از انتشار گفت‌وگوی روزنامه هم‌میهن با بهزادنبوی نگذشته بود که موج انتقادات به دیدگاه‌ها و تحلیل‌های این چهره با سابقه اصلاح‌طلب، در رسانه‌های اپوزیسیون به راه افتاد. انتقاداتی که در بسیاری از موارد با نوعی خشم وعصبانیت همراه بوده است.

شورش بهزاد نبوی علیه مارپیچ سکوت

بهزاد نبوی در این گفت‌وگو بیشتر به تحولات جریان اصلاحات، اتحادها و دشمنی‌ها در طول 4 دهه اخیرپرداخته بود. او همچنین به سیر تطور دیدگاه‌های خود نسبت به برخی از مفاهیم از جمله انقلاب اشاره کرده و مانند موضع‌گیری‌های خود در یک دهه اخیر مجددا اعلام کرد که با توجه به مطالعات و همچنین تجربیات سیاسی خود، امروز، ضدهرگونه انقلابی شده است. این فعال سیاسی در ادامه به تحلیل اعتراضات اخیر پرداخت و تاکید کرد:« امروز شرایط جامعه به‌گونه‌ای است که کمتر کسی به دنبال فعالیت حزبی و سیاسی است. مردم به سه دسته تقسیم شده‌اند. دسته اول، توده مردم که مشکل‌شان عمدتا به معیشت برمی‌گردد. دسته دوم، بخشی از روشنفکران ما هستند، که در پی آزادی، دموکراسی و. هستند که چون این مقولات را قابل تحقق ندانسته یا تحقق‌شان را پرهزینه می‌دانند، کمتر به دنبال فعالیت سیاسی و حزبی بوده و عمدتا در پی مهاجرت هستند. دسته سوم، جوانانی هستند که این روزها اعتراض خیابانی کرده و به دنبال آزادی سبک زندگی هستند و با حجاب اجباری مخالفت می‌کنند.این سه دسته هیچ‌کدام با اصولگراها و با اصلاح‌طلب‌ها ارتباط تشکیلاتی ندارند و بعضا شعارشان همان «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» است. اینها رفتار توده ای در بازار سرمایه عنایتی به این دو جریان خصوصا «انقلابیون جوان» ندارند و غیر از بخشی از دسته دوم سیاسی نیستند. چنانچه می‌بینید حرف سیاسی هم نمی‌زنند. شعارهای سیاسی هم که دسته سوم بعضا در اعتراضات مطرح می‌کنند، عمدتا نشانه نارضایتی است و پشتوانه عملی ندارد.»

او همچنین در بخش دیگری از این گفت‌وگو به نقد جریان اصلاحات پرداخته و عقب‌ماندن این جریان از حرکت مردم را نقطه ضعف اصلی این طیف ارزیابی می‌کند. نقطه رفتار توده ای در بازار سرمایه اصلی حمله رسانه‌های اپوزیسیون به بهزاد نبوی اما این بخش از گفت‌وگوی او بود آنجایی که تاکید کرد:«قطعا نمی‌توانیم با معترضان کف خیابان که شعارهای براندازانه می‌دهند، همسو شویم. بحث محافظه‌کاری نیست؛ ما شعارهای آنان را قبول نداریم. ما می‌خواهیم در چارچوب نظام، نظام را اصلاح کنیم. نمی‌خواهیم دینامیت زیر ساختمان نظام بگذاریم، بلکه می‌خواهیم همین بنا را اصلاح و ایراداتش را برطرف کنیم که البته می‌دانیم کار بسیار مشکل و پرهزینه‌ای است. با چنین مواضعی چون این‌کاره نیستیم، برای همین نه می‌توانیم با کسانی که شعارهای براندازانه می‌دهند، همراهی کنیم و نه وضعیت حاکم را قبول کنیم. البته می‌دانیم دو طرف به توصیه‌هایمان توجه نمی‌کنند، اما آنقدر تلاش می‌کنیم، شاید گوش شنوا پیدا کنیم.»

برای تحلیل موضع‌گیری اخیر این سیاستمدار 80 ساله، قاعدتا باید نوع رفتار او در بیش از شش دهه فعالیت‌ سیاسی را مورد مداقه قرار داد. با نگاهی به گفت‌وگوها، سخنرانی‌ها و موضع‌گیری‌های بهزاد نبوی که ابتدا منتقدان راست‌گرای او در دهه هفتاد چریک پیرش نامیدند و امروز بسیاری از علاقه‌مندانش او را با این نام می‌خوانند درخواهیم یافت که این موضع‌گیری‌ها در اکثر موارد حاشیه‌های متعددی را به همراه داشته است. حاشیه‌هایی که اتفاقا هزینه‌های زیادی برای او به همراه داشته است. ازمباحثات متعدد با اعضای مجاهدین خلق در زندان اوین گرفته تا مواجهه صریح با مرحوم حسین راستی کاشانی، نماینده بنیانگذار جمهوری اسلامی در سازمان مجاهدین انقلاب و از موضع‌گیری جسورانه در جلسه هیات دولت درباره حکم ارتداد سلمان رشدی که برخی آن را عامل استیضاح او در مجلس سوم ارزیابی می‌کنند تا هشدارهای قابل تامل درباره محدودیت اختیارات رئیس‌جمهوردر روزهایی که جامعه ایرانی سرمست پیروزی دوم خرداد بود. این قبیل موضع‌گیری‌ها و تحلیل‌ها در کنار اظهارات متاخر نبوی، او را در معرض اتهامات و انگ‌های فراوان قرار داده است. مسعود رجوی او را «راست ارتجاعی پیچیده» نامید، جریان راست او را آمریکایی، نفوذی گروهک‌ها، برانداز و. معرفی کرد. بیان این جمله که «مخالف هر انقلابی هستم!» نیز که عملا موجب شد موجی بزرگ از کیهان تهران تا کیهان لندن علیه او به راه بیفتد. اظهار نظر او در مصاحبه اخیر مبنی بر اینکه «نمی‌توانیم با معترضان برانداز کف خیابان همسو باشیم.» نیز عملا سبب عصبانیت رسانه‌های اپوزیسیون و احتمالا برخی از افرادیکه این روزها در کف خیابان حضور پیدا می‌کنند شده است.[البته باید تاکید کرد که به احتمال زیاد به سبب عدم ارتباط منسجم جریان اصلاحات با اقشار جامعه وهمچنین سن وسال کم بسیاری از چهره‌های حاضر در اعتراضات، بهزادنبوی مانند اکثر قریب به اتفاق دیگر فعالان سیاسی داخل و خارج این مرز پرگهر برای آنان چهره‌ای‌آشنا به شمار نیاید.]

با مداقه در موضع‌گیری‌های این چهره سیاسی آشکار می‌شود که این گزاره‌ها به ویژه در موارد حاشیه‌ساز، از یک الگوی ویژه پیروی می‌کند. می‌توان این الگو را با اغماض شورش در برابر «مارپیچ سکوت» نامید. مفهوم «مارپیچ سکوت» توسط الیزابت نوئل نویمان در ساحت علوم سیاسی و علوم ارتباطات ابداع شده است. طبق این نظریه یک گروه یا جامعه اجتماعی ممکن است اعضا را به دلیل عقایدشان منزوی یا طرد کند. این امر تصریح می‌کند که افراد ترس از انزوا دارند. این ترس از انزوا در نتیجه منجر به سکوت به جای ابراز عقیده می‌شود. رسانه‌ها عامل مهمی هستند که هم بر ایده غالب و هم بر درک مردم از آنچه ایده غالب است تأثیر می‌گذارد. طبق این نظریه بسیاری از مردم وحتی نخبگان در مواجهه با گفتمانی که به نظر می‌رسد گفتمان محبوب وغالب است، احساس ضعف کرده وحتی در صورت اشتباه دانستن آن از هراس یا شرم قضاوت دیگران، سکوت کرده یا به خیل هواداران نظریه غالب می‌پیوندند. در ضرب‌المثل‌های این کهن‌دیار نیز«خواهی نشوی رسواهمرنگ جماعت شو» به خوبی این مارپیچ مخوف و در برخی موارد مخرب را توصیف می‌کند. مارپیچ سکوت در بزنگاه‌های تاریخی می‌تواند مانع از بیان نظرات دلسوزانه، منتقدانه و. شود. نظراتی که می‌تواند مانع از انحراف، فروپاشی و. در تاریخ یک خانواده، یک حزب، یک شهر، یک کشور، یک اندیشه و. شود. در بررسی‌های تاریخی بارها این پرسش مطرح می‌شود که مگر کسی نبود که به حاکمان، مردم، روسای قبایل و. نسبت به عواقب یک تصمیم یا اقدام هشدار دهد، امروز می‌توان گفت طبق این نظریه نخبگان، عقلا و. پیش از اینکه در دهلیزهای سیاهچال‌ها خفه شوند، در این مارپیچ از نفس افتاده‌اند.

با مرور موضع‌گیری‌های بهزاد نبوی می‌توان دریافت که او در بسیاری از بزنگاه‌ها تلاش دارد تا بیش از اینکه خوشایندعوام یا قدرت غالب سخن بگوید، آنچه را که به نظرش درست است، را بیان کند. از همین روست که در همین مصاحبه نیز از عقب افتادن جریان اصلاحات از روند جامعه و سپردن سکان سیاست به هیجانات جامعه انتقاد می‌کند.

فارغ از اینکه نسخه او در نیم‌قرن گذشته در بزنگاه‌های مختلف تا چه اندازه درست یا راهگشا بوده است، نفس اینکه یک فعال سیاسی تلاش کند که علیه مارپیچ سکوت شورش کند و بارها هزینه این انتخاب رابه صور گوناگون رفتار توده ای در بازار سرمایه پرداخت کند قابل ستایش و احترام است. همچنین در این فقره خاص و دوقطبی موجود که هر سخن و دیدگاه متفاوتی، واکنش عصبی وتند مخالفان را به همراه می‌آورد، بیان اظهارنظر متفاوت، شجاعت و البته از خودگذشتگی می‌طلبد و از آن مهم‌تر تلاشی درخور برای به رسمیت شناختن حق ابراز نظر مخالف چه در مواجهه با قدرت و چه در مواجهه با عوام به شمار می‌آید.

با این حال باید به این نکته نیز توجه داشت که این چهره تاثیرگذار در این مصاحبه عملا راهکار مشخصی برای مسیر آتی ارائه نمی‌کند. او از اصلاحاتی سخن می‌گوید که هسته سخت قدرت در نزدیک به 25 سال اخیر به صورت‌های مختلف مسیر آن را سد کرده است و حتی حاملان این گفتمان را به رسمیت نمی‌شناسد چه رسد که با آنها برای بحران‌های آتی گفت‌وگو کند. در آن سوی میدان نیز با اردوگاه متکثری مواجه است که دیگر نه اعتمادی به حرکت‌های اصلاحی دارد ونه حوصله‌ای برای آزمون وخطای دیگر![این معادله صرف نظر از پارامترهای تخریب‌های گسترده سرمایه اجتماعی جریان اصلاحات توسط رسانه‌های اصولگرا و برانداز در کنار ضعف‌ها، بی‌عملی‌ها و اشتباهات بخش‌هایی از این اردوگاه است.]

در پایان باید تاکید کرد که هرچند که امروز بهزادنبوی مانند سیاق سابق علیه مارپیچ سکوت رسانه‌های حاکمیتی و اپوزیسیون شوریده است، اما برخلاف بسیاری از موارد پیشین نتوانسته است که نسخه بدیل خود را ارائه کند. این نقصان در فضای دوقطبی وپر سوتفاهم امروز نه گرهی را بازکرده ونه راهی را نمایان کرده است. باید منتظر ماند ودید چریک پیر برای این نقصان فکری کرده است، یا اینکه عملا با زبان بی‌زبانی، به صورت غیررسمی او نیز از بن‌بست سخن گفته است.

واکنش دادستان کل کشور به ناآرامی‌ها

دادستان کل کشور اظهار کرد: کسانی که در این حوادث مرتکب جنایت شدند و مستند به دلایل است، بدانند که هرگز نخواهند توانست از دم شمشیر عدالت جان سالم به در ببرند.

به گزارش تابناک به نقل از ایسنا، دادستان کل کشور اظهار کرد: برخی از ما مسئولین در ایجاد زمینه‌هایی که موجب بهانه شود هم مقصریم، کسی که اختلاس می‌کند کسی که در مراجعات مردمی با مردم بد برخورد می‌کند کسی که حقوق عامه مردم را زیر پا می‌گذارد و در ادارات و دستگاه قضائی و هر جائی که وابسته به نظام است به گونه‌ای برخورد می‌کند که موجب آزرده خاطر شدن یک شهروند می‌شود، در این گناه شریک است.

حجت الاسلام و المسلمین محمدجعفر منتظری صبح امروز ۲۷ مهرماه در آیین معارفه دادستان جدید مرکز استان کرمان اظهار کرد: همه مدیون شهداء هستیم و عزت، اقتدار و استقلال خود را پس از مدیون بودن به اسلام و رهبری‌های امام راحل و مقام معظم رهبری، به شهداء بدهکاریم.

او با اشاره به جان فشانی‌هایی که رزمندگان و سربازان برای ایجاد امنیت کرده اند، می‌افزاید: امروز شاهد هستیم تمام جهان کفر که محورش استکبار و صهیونیسم است و استعمارگران اروپایی و انگلیسی با همه توان، قدرت و امکانات به جنگ اسلام آمده اند که محورش ایران عزیز است و نقطه دایره این حرکت رهبری و ولایت فقیه است.

دادستان کل کشور خطاب به همه گفت: حوادث اخیر را مطالعه و تحلیل دقیق داشته باشید و به جوانان و نوجوانان در منزل، مدارس و دانشگاه‌ها تحلیل صحیح ارائه دهید.

وی ادامه داد: به نظر بنده تعداد قابل توجهی از کسانی که در این دام گرفتار و به این حلقه شیطانی ورود کرده اند، فریب خوردگان و ناآگاهان از عمق مسئله هستند.

منتظری اظهار کرد: توده ملت در برابر این حرکات شیطانی خوب ایستادگی می‌کند و ملت بصیر، هوشیار و بیدار و در میدان است و هیچ یک از مشکلات و فشار‌های زندگی در معیشت و اقتصاد در بزنگاه‌های اصلی مانع حرکت و حضور مردم نبوده و نیست و عمق توطئه‌هایی که دشمنان علیه ایران و اسلام داشته و دارند برای مردم روشن است.

به اعتقاد او، آن‌ها به فکر شیطانی و با محاسبات غلط اندر غلط خود تصور می‌کردند می‌توانند با بهانه‌ای و مرگ یک خانم جوان و کشته سازی در برخی نقاط عامه مردم را تحریک کنند و نزدیک به یک ماه است که این ملت شریف چنان مشت دیگری به دهان استکبار زد که اهداف شیطانی خود را فقط نقشی بر آب دیدند.

دادستان کل کشور در ادامه درباره جهان تبیین نیز می‌گوید: نباید از این عده قلیل هم غافل شد. کسانی که ندانسته و با غفلت و محاسبات غلط ممکن است فریب بخورند، باید مسائل را برایشان روشن کرد، جهاد تبیین همین است.

وی در ادامه اظهار کرد: برخی از ما مسئولین در ایجاد زمینه‌هایی که موجب بهانه شود هم مقصریم. کسی که اختلاس می‌کند. کسی که در مراجعات مردمی با مردم بد برخورد می‌کند. کسی که حقوق عامه مردم را زیر پا می‌گذارد و در ادارات و دستگاه قضائی و هر جائی که وابسته به نظام است به گونه‌ای برخورد می‌کند که موجب آزرده خاطر شدن یک شهروند می‌شود، در این گناه شریک است.

منتظری در ادامه خطاب به همکاران قضائی خود گفت: بیاییم برای ادای دین خود به شهداء با خدمت رسانی به مردم، صدور حکم عادلانه و اجرای عدالت کار کنیم.

وی افزود: اولین نیاز مردم، امنیت است و نقش امنیت در جامعه بی بدیل است و هر چه در زندگی به دنبال موفقیت، پیشرفت، رفاه، آسایش و زندگی بی دغدغه باشیم همه این‌ها در زیر سایه امنیت محقق می‌شود.

منتظری تصریح کرد: امنیت ترکیبی است که با همکاری مسئولان و همه مردم قابل تحقق است و بخش قابل توجهی از آن به دستگاه‌هایی برمی گردد که در این خصوص مسئولیت مستقیم دارند مانند وزارت اطلاعات و نیرو‌های مسلح و برادران عزیز ما درفراجا و دستگاه قضائی.

دادستان کل کشور با اشاره به اینکه دستگاه قضائی نقش بسیار مهمی در ایجاد و استمرار امنیت داشته و خواهد داشت، اما به دو بال اطلاعاتی رفتار توده ای در بازار سرمایه و امنیتی نیاز دارد، گفت: عزیزان ما در دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی در کنار دستگاه قضائی برای اجرای اطلاعات براساس قانون کار می‌کنند.

وی افزود: در حوادث یک ماه اخیر عزیزان در نیروی انتظامی، سپاه و وزارت و ادارات اطلاعات خوش درخشیدند و با همه توطئه‌هایی که دشمن ریخته بود، توانستند جمع کنند و امروز شاهد هستیم جامعه و شهر‌ها رو به امنیت بیشتری می‌رود، اما هیچ زمان نباید از دشمن غافل بود و بنا به فرموده امیرالمومنین علیه السلام "دشمنان شما نخوابیده اند" و این ملت بیدار است.

منتظری با گرامیداشت یاد شهدای حوادث اخیر در کشور گفت: شهدای گرانقدر ما مظلومانه به دست دژخیمان که تربیت یافتگان داعش و صهیونیست هستند به شهادت رسیدند. این افراد با روش‌های جنایتکارانه یک بسیجی و نیروی انتظامی را که مسئول امنیت هستند با بدترین وضع به شادت می‌رسانند.

وی ادامه داد: با همه توصیه و تاکیدی که به نیرو‌های انتظامی شده سلاح جنگی به میدان نمی‌برند و تلاش دارند مسالمت آمیز برخورد کنند، اما افراد خشن مرتکب این جنایات می‌شوند.

دادستان کل کشور اظهار کرد: کسانی که در این حوادث مرتکب جنایت شدند و مستند به دلایل است، بدانند که هرگز نخواهند توانست از دم شمشیر عدالت جان سالم به در ببرند.

وی افزود: کسانی که ناامنی در جامعه ایجاد کردند، سرمایه ملت را آتش زدند، مرتکب جرم شده و بیرحمانه به مردم حمله می‌کنند و آرامش مردم را از بین می‌برند، بدانند مجازات ناامنی مجازات سبکی نیست.

منتظری تصریح کرد: دستگاه قضائی مصمم است با عناصر اصلی اغتشاشات اخیر برخورد قاطع بکند و با کسانی که مرتکب جرم شدیدی نشده و فریب خورده هستند و معلوم شود دستشان به جنایت آلوده نیست، قطعا با رافت و رحمت اسلامی برخورد می‌کند کمااینکه تعداد بسیاری در روز‌های اخیر آزاد شده اند.

دادستان کل کشور بیان کرد: در کنار برخورد‌ها اعتقاد به کار فرهنگی داریم و از روز‌های نخست این اتفاقات در کشور که دیدیم نوجوانان در بین دستگیرشدگان هستند یقین داشتم فریب خوردند و با برخی هماهنگ کردیم از روحانیون و افراد با سواد و روانشناس استفاده و با این افراد صحبت کنند و حرفهایشان را بشنوند و یکی از مصادیق جهاد تبیین این است کسانی که مرتکب خلاف شده که منتهی به جرم نشده را باید ارشاد کنیم و مسائل را تبیین کنیم تا از این دام رهانیده شوند.

وی در ادامه با اشاره به اینکه ایجاد امنیت جزو وظایف و تکالیف مهم است، افزود: بخشی از تامین امنیت استان به عهده دادستان است و دادستان شمشیر نظام و عدالت است و ساعت کار نباید داشته باشد و باید شب و روزش در اختیار مردم و اجرای عدالت و برخورد با کسانی رفتار توده ای در بازار سرمایه باشد که می‌خواهند نا امنی ایجاد بکنند.

منتظری با تاکید بر اینکه دادستان باید معاون ویژه و خاص برای رصد این مسائل از حمله حقوق عامه و . داشته باشد، گفت: نظارت بر زیرمجموعه و دادسرا‌های استان جزو وظایف دادستان است.

وی در پایان با تقدیر از زحمات آقای سالاری دادستان سابق کرمان گفت: ایشان از دادستان‌های خوب ما بودند و دوست داشتیم در دادستانی کل کشور از وجودشان استفاده کنیم که وی به استان دلبستگی دارد و گفتیم در جای دیگر در دستگاه قضائی خدمت کند.

دادستان کل کشور با اشاره به اینکه آقای بخشی هم از قضات خوب و توانمند است، اظهار کرد: دادستان وظایف گسترده‌ای دارد و بیش از ۱۰۰۰ تکلیف متوجه دادستان است.

وی افزود: مشکلات استان کرمان هم کم نیست؛ حقوق عامه، مبارزه با مواد مخدر، قاچاقچیان و . مباحث زیادی وجود دارد و اگر می‌خواهیم دادستان موفق باشد باید همه به وی کمک کنند.

منتظری خاطرنشان کرد: همه باید دست به دست هم داده و دشمن را نا امید کنیم و کشورمان را با هم به پیش ببریم.

من‌ مشق‌هایم را نمی‌نویسم! / با کودکی که از نوشتن تکالیف طفره می‌رود چگونه رفتار کنیم؟

اگر شما هم فرزندی دارید که تکالیف مدرسه‌اش را انجام نمی‌دهد، این گزارش را از دست ندهید.

شاید این روزها این جملات برای بسیاری از والدینی که فرزند دانش آموز دارند آشنا باشد.«من مشق‌هایم را نمی‌نویسم!»، «من خسته شدم!»، «می‌خوام گوشی بازی کنم!»، «دوست ندارم املا بنویسم!».

مخصوصا حالا که چیزی از شروع مدارس نگذشته و بچه‌ها هنوز به این روال عادت نکرده‌اند و در حال و هوای تابستان سیر می‌کند. شاید یکی از چالش‌های مادر و فرزندی هر روزتان، همین انجام تکالیف فرزندتان باشد. چالشی که اگر درست نتوانید مدیریتش کنید هم آرامش خودتان به هم می‌ریزد و هم انگیزه فرزندتان از درس‌خواندن نابود می‌شود!

بسپارید به بچه‌ها!

اینکه فرزندتان تکالیفش را می‌نویسد یا نه به خودتان بستگی دارد وشیوه‌ای که آن را تربیت کردید. قبول کنید که به یک‌باره مسئولیت دادن به بچه‌ها سخت است. مخصوصا اینکه این مسئولیت وظیفه‌شان هم محسوب می‌شود. دکتر «زهرا طاهرنژاد» مشاور وروانشناس می‌گوید: «مسئولیت پذیر بودن بچه‌ها یکی از نکات موثر در انجام تکالیف‌شان است وقتی بچه‌ای مسئولیت‌پذیر باشد قطعا برای انجام تکالیفش چالش خاصی با شما ندارد. روند مسئولیت‌پذیری کودکان از ۵ سالی کلید می‌خورد یعنی شما به عنوان والدین یک فرزند باید از ۵ سالگی به او مسئولیت‌های کوچکی بدهید که در حد توانایی‌اش باشد مثلا بگویید: «دخترم مسئولیت جمع کردن سفره با شما است! پسرم مسئولیت آوردن وسایل به گردن تو است!» وقتی مسئولیتش را به خوبی انجام داد او را تشویق می‌کنیم و به نوعی توانایی‌هایش را به رخش می‌کشیم: «آفرین تو تونستی این‌کار رو انجام بدی!» این یعنی، ما به فرزندمان این اعتماد به نفس را می‌دهیم که تو تسلط داری و از پس چالش‌های پیش رو برمی‌آیی! این کار باعث می‌شود رفتار فرزندمان تقویت پیدا کند چرا که اعتماد به نفسش بالا می‌رود و احساس می‌کند یک شخصیت قوی دارد و به مرور زمان یاد می‌گیرد باید مسئولیت‌هایی که بر عهده او است را انجام دهد!»

این تکالیف شما نیست!

احتمالا شماهم از آن دسته از مادر‌هایی باشید که بیش از حد نگران تکالیف فرزندتان هستید، اما او به قول معروف عین خیالش هم نیست! اما چرا؟! باید بگوییم یکی از اشتباهات شما همین نگرانی بی‌جا است که مسئولیت را از شانه بچه‌ها برمی‌دارد. دکتر طاهرنژاد می‌گوید: «یکی از دلایل اصلی اینکه بچه‌ها از انجام تکالیف‌شان فرار می‌کنند. این است که والدین نسبت به تکایف فرزندشان احساس مسئولیت بیشتری دارند. یعنی گویا تکلیف مادر است نه بچه! مدام نگران هستند و تکرار می‌کنند: «بنویس، بنویس، بنویس! تکلیفت دیر شد! مشقت رو نوشتی؟!»، ولی این تکالیف شما نیست تکالیف فرزندتان است و او باید نسبت به آن احساس مسئولیت داشته باشد! پس این کلمه را تکرار نکنید و بگذارید به عهده فرزندتان!»

برنامه‌ریزی کنید

لطفا سر فرزندتان داد نکشید، او را تهدید نکنید که شب که پدرش بیاید به او می‌گویید که چقدر اذیت کرده یا به معلمش خبر می‌دهید که درس نمی‌خواند! حواستان باشد قرار نیست فرزندتان را سرخورده کنید که تکالیفش را بنویسد! چالش سختی پیش رو ندارید فقط باید فوت و فن سر و کله زدن با بچه‌ها را بلد باشید! دکتر طاهرنژاد در ادامه چند راهکار به شما پیشنهاد می‌کنند: «پس از اینکه فرزندتان استراحت کرد برای نوشتن تکالیفش برنامه ریزی کنید و کم‌کم این برنامه‌ریزی کردن راهم به عهده رفتار توده ای در بازار سرمایه خودش بگذارید مثلا بگویید از ساعت ۵ تا ۷ را بگذار برای نوشتن تکالیفت! حواستان باشدبرنامه‌ریزی‌تان بر اساس توانایی‌های بچه باشد! قرار نیست فقط تکالیف فرزندتان انجام شود قرار است توانایی‌های او هم بالا برود پس برنامه‌تان را سر حوصله بگذارید.»

یک فرمول طلایی برای انجام تکالیف!

در ساعاتی که به درس اختصاص دادید وقتی را هم برای بازی و استراحت بگذارید مثلا بگویید این سه صفحه را که خوب نوشتی ۱۰ دقیقه باهم بازی می‌کنیم! برنامه و وقت‌های استراحت را مطابق سن فرزندتان تنظیم کنید. واضح است که اگر او کلاس اول یا دوم باشد باید وقت بیشتری برای بازی به او اختصاص دهید! این روانشناس توصیه می‌کند: «در زنگ تفریحی‌ای که برای بچه‌ها تدارک دیدید. حتما با آن‌ها بازی‌های حرکتی کنید و سراغ تلویزیون و موبایل و تبلت نروید! چون استفاده از این وسایل فرکانس مغز فرزندتان را بالا می‌برد و ذهن او را خسته می‌کند. پس حتما با او بازی‌های حرکتی داشته باشید تا هم ارتباطش با شما به عنوان یک مادر قوی‌تر شود و هم ذهنش پویا و فعال شود تا شادابی بیشتری برای ادامه نوشتن تکالیفش داشته باشد. بازی کردن با بچه‌ها بین انجام تکالیف‌شان باعث می‌شود حس خوبی به انجام آن داشته باشند و از مسئولیت‌شان فرار نکنند!»‌

بالای سر بچه ننشینید!

معمولا کلاس اولی‌ها هنگام نوشتن تکالیف‌شان نیاز به حضور مادر در کنارشان دارند، اما مادر در مقاطع بالاتر باید کم‌کم از دانش‌آموز فاصله بگیرد مثلا کلاس دوم همانطور که مشغول کارهایش است از آشپزخانه به کودک دیکته بگوید و گاهی به او سر بزند. دکتر طاهرنژاد می‌گوید: «از کلاس سوم به بعد بچه‌ها باید کاملا در نوشتن تکالیف‌شان مستقل شده باشند. اما مادری که باید کنار بچه بنشیند تا تکالیفش را انجام بدهد. قرار نیست بالای سر او بشیند و حرف به حرف به او گوشزد کند که این را بنویس یا آن را آنطور بنویس! این کار اشتباه است. مادر باید بنشیند مشغول کار‌های خودش باشد و فقط نظاره کند و وقتی بچه کمک خواست به او کمک کند.»

گوشی و تبلت ممنوع!

بعضی‌‍مادر‌ها می‌پرسند ما کنار فرزندمان می‌نشینیم حواسمان هم به همه توصیه‌هایی که گفته شد هست، اما باز بچه‌ها تا دوخط می‌نویسند با کلافگی از درس دست می‌کشند و می‌گویند خسته شدیم. اما مشکل کجاست؟! موضوع این است که نشستن شما به تنهایی کافی نیست اینکه چه می‌کنید و رفتار شما چه تاثیری روی کودک دارد هم مهم است. طاهرنژاد می‌گوید: «وقتی کودک درحال انجام تکالیفش است لطفا مادر‌ها گوشی به دست نگیرند و مشغول تلویزیون دیدن نباشند. خیلی خوب است که مادر‌ها در این زمان اگر کار‌های شخصی‌شان را انجام دادن همراه کودک شروع کنند مطالعه، نوشتن، خطاطی و. تا کودک یاد بگیرد که والدینش هم اهل مطالعه هستند و از اینکه تکالیف انجام می‌دهد احساس خسران نداشته باشد! اینکه مادر‌ها مشغول گوشی یا تلویزیون باشند بچه را تحریک می‌کند که از انجام تکالیفش سر باز بزند و بگوید من اینجا دارم مشق می‌نویسم تو داری موبایل بازی می‌کنی من دیگه نمی‌نویسم!»‌

دنبال اشتباه نباشید!

دنبال اشتباه بچه‌ها نباشید و فورا پاک‌کن به دست نگویید که اینجا را درست ننوشتی و آنجا را خراب کردی! بگردید به دنبال جایی که فرزندتان خوب نوشته و تکلیفش را خوب انجام داده. مثلا چند دقیقه یک‌بار که سری به او و تکالیفش می‌زنید بگویید «چه خوب اینجا را نوشتی!»، «آفرین اینجا چقدر خوب شده»‌و.. بعد از تعریف‌ها با زبان خوش اشتباهات بچه‌ها را هم اصلاح کنید. یادتان باشد قرار است بچه‌ها توانمند شوند نه اینکه احساس شکست داشته باشند این که فقط از تکالیفش ایراد بگیرید و سرزنش‌اش کنید باعث می‌شود از تکالیفش فراری باشد و احساس شکست در درس خواندن داشته باشد. تعریف کردن از او رفتارش را تقویت می‌کند و یاد می‌گیرد که می‌تواند به خوبی از پس کارهایش بربیاید!»

تحولات جامعه زنان

تحولات جامعه زنان

فصل مشترک تحلیل وضعیت این روزهای جامعه که رد پای آن را می‎توان از گفت‌وگوهای روزمره تا یادداشت‌های تخصصی دنبال کرد، نارضایتی ناشی از نادیده گرفتن یکی از ارکان اساسی طبقه متوسط یعنی زنان است، کسانی که به‌رغم نقش‌آفرینی کلیدی در عرصه‌های عمومی، حرفه‌ای، اقتصادی و اجتماعی در دهه‌های اخیر از حقوق قانونی، مدنی و عرفی نابرابر رنج برده ‌است. مروری بر سرشماری سال‎های ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ نشان می‎دهد زنان مهم‌ترین نقش را در جابه‌جایی جمعیتی در داخل مرزهای ایران برعهده داشته‌اند، زنانی که متوسط سن آنان بین ۲۰ تا ۳۰ سال بوده و امروز در ۳۵ تا ۴۵سالگی قرار داشته و مادران نسلی هستند که امروز مهمترین گروه معترضان را شکل می‎دهند. این زنان در الگوی مهاجرت آن سال‌ها، تهران و شهرهای بزرگ را به عنوان مقصد مهاجرت ترجیح داده‎اند. مهم‌ترین دلایل مهاجرت آنان تبعیت از پدر و همسر و تحصیل، و مهم‌ترین انگیزه‎شان دوری از فرهنگ مردسالارانه‌ای بود که در خرده‌فرهنگ محل زندگی‌شان با آن دست به گریبان بودند. همچنان تحقیقات دهه ۱۳۹۰ نیز نشان می‌دهد دانشجویان دختری که از شهرهای کوچک‌تر یا روستا به شهرهای بزرگ آمده‌اند، تلاش داشته‌اند پس از پایان تحصیل با درگیر شدن در بازار کار، ازدواج و ادامه تحصیل به شهر خود بازنگردند. رفتار جمعیتی این دختران با داده‎های ارزش و نگرش‎سنجی‌هایی که احساس عدالت جنسیتی را بررسی کرده‌اند، تطابق دارد. چنان که در طرح ارزش‌های و نگرش‌های ایرانیان که در سال ۱۳۸۱ توسط دفتر طرح‎های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شده است، مردان و زنان به رفتار توده ای در بازار سرمایه ترتیب در پاسخ به پرسش «در اوضاع فعلی جامعه امکان پیشرفت برای مردها بیشتر است یا زن‎ها؟» معتقد بوده‎اند این امکان برای زنان به طور میانگین ۱۰درصد و برای مردان ۵۰ درصد و هر دو به صورت مساوی حدود ۵۰درصد است. شاید در نگاه اول به نظر برسد نیمی از جامعه امکان پیشرفت زنان و مردان را برابر برآورد می‌کند، اما نیمی دیگر از جامعه بر اختلاف معناداری از امکان پیشرفت میان زنان و مردان تاکید کرده ‌است. حدود یک دهه بعد و پس از عبور از فرازوفرودها که کنشگری فعالانه‌تر زنان در عرصه‌های شخصی و عمومی از جمله درخواست و احراز سمت‌های انتخابی و انتصابی در عرصه‎های مدیریتی، نگارش و روایت از زیست زنان در قالب رمان، فیلم و سایر محصولات فرهنگی، نقش‌آفرینی زنان در حوزه‌های اقتصادی و تاثیرگذاری بر آن و به عبارتی ارتقای سطح پذیرش نگاه زنانه و تلاش برای رفع تبعیض‌های آشکار را به دنبال داشت، نتایج نظرسنجی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال ۱۳۹۴ که این بار در دفتر طرح‌های ملی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و با همکاری مرکز رصد اجتماعی وزارت کشور انجام شد حاکی از این است که پاسخ مردم نسبت به پرسش «زنان نسبت به مردان چقدر امکان پیشرفت دارند؟» نشان می‌دهد احساس جامعه وضعیتی مطلوب‌تر شده‌ است، چرا که ۱۷درصد این امکان را کم، ۳۶درصد تا حدودی و ۴۷درصد زیاد برآورد کرده‌اند. تفسیر این تغییرات ارزشی و مطالبات درونی‌شده در ادامه توسعه انسانی کشور معنادار است که نشان می‎دهد بالاترین رشد نرخ باسوادی از سال ۱۳۳۵ تا سال ۱۴۰۰ در مناطق روستایی و شهری هر دو متعلق به زنان بوده است و این وضعیت نیز یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی محسوب می‌شود. همراستا با همین مسیر بود که گسترش دانشگاه به مثابه یکی از مهمترین ارکان توسعه انسانی، جایی کلیدی در برنامه‎های توسعه باز کرد و متولدین سال‎های ۱۳۵۰ به بعد این فرصت را داشتند تا تحصیلات متوسط و عالی را بگذرانند. اگر بخواهیم با کمی اغماض نسل‌ها را در دوره‎های یک‌دهه‎ای بگنجانیم؛ نوجوانان و جوانان معترض ۱۵ تا ۳۰ساله فرزندان نسلی هستند که تنها خود را بر مبنای خصوصیات اقتصادی، متعلق به طبقه متوسط نمی‌دانند و انباشت معناداری از سرمایه فرهنگی و سیاسی را با خود حمل می‌کنند. زنان این نسل تغییرات چشمگیر و فراگیری را تجربه کرده‌اند، ازجمله باز شدن فضاهای دانشگاهی و فعالیت‎های دانشجویی، ورود به بازار اشتغال، رنگ باختن ارزش‌های مردسالارانه. اما همزمان با تجربه‌ این زیست فرهنگی، میدان سیاست و اقتصاد برای حضور آنان فراهم نبود. مسائلی از جمله بیکاری، کمبود فرصت‌های شغلی، عدم اطمینان به شغل ثابت و مطمئن، عدم امید به آینده و ترس از آینده فرزندانشان، چنان که در دو نظرسنجی متاخر ارزش‎ها و نگرش‎ها، «ترس از آینده فرزندان» مهم‌ترین نگرانی متولدین این سال‌ها را شامل می‌شد. حال نسلی که خود با بحران قدرت و ثروت مواجه است، والدین فرزندانی است که زیست جهانی نو و متفاوت از پیشینیان را تجربه می‎کند. این نسل به دلایل بسیاری از جمله غالب بودن الگوی تک‌فرزندی، رفاه نسبی بالاتر، تعلق داشتن به جهان مجازی که مهم‌ترین خصلت آن ارتباط سریع و صریح است، ارتقای دانش ارتباطی و حل مساله در اتمسفر عمومی محیط زندگی‎اش، ساکن بودن در شهر دیجیتال، کاهش تنش‌های ناشی از عدم درک متقابل در خانواده، نسلی است که ارتباط نزدیک‎تری به والدین خود دارد. او از دنیای فکری و سبک زندگی پدر و مادر دور نیست، چرا که مادر و پدر نیز دیگر برای خودشان جایگاه قیم‌مآبانه و دستوری قائل نیستند. آنان نیز در زیست‌جهانی صلح‌آمیز بیش از آنکه والدگری کنند، با فرزندانشان رفاقت کرده‌اند. فرزندان متولد دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ که سال‌ها در همراهی میان نهاد سیاست و خانواده به دنبال یافتن پناه، سنگ صبور یا راهی بودند که حقانیت خودشان، ارزش‎ها و خواسته‎هایشان را نشان دهد، حالا والدینی شده‌اند که در برابر فرزندانشان سدی ندارند. آن‌ها تفکر را جانشین تبعیت، گفت‌وگو و حل مساله را جایگزین زور و شیوه‌های اعمال زور و همراهی با فرزندانشان را ارجح بر همراهی با ساختار حکمرانی که به دنبال محدود کردن است، کرده‌اند. اینان فرزندان طبقه متوسطی هستند که بهترین سال‌های زندگی‌شان و حتی بهترین فرصت توسعه ملی را در بازه پنجره جمعیتی از دست دادند. طبقه‌ای که نه دانشگاه توانست او را به آرمان‎های متعالی در سطح سیاسی و آرزوهای فردی در زندگی شخصی برساند، نه فعالیت مدنی و دانشجویی توانست پلی برای کنشگری فعال و اثرگذار او در ریل توسعه سیاسی باشد و نه حضور در حوزه‌های صنفی و حرفه‌ای و مهارتی توانست تضمین‌کننده بازار اشتغال او باشد. جامعه با انبوهی از زنان طبقه متوسط متولد دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ مواجه است که مایوس از امید، خسته از دویدن، صبوری لبریزشده از اصلاح هستند و خشم نهفته از زندگی نکرده و آزادی نداشته را با خود به درون خانواده و در کنار فرزندان‌شان برده‌اند. سال‌هاست سیاستگذاران مساله زنان و حقوق و مطالبات آنان برای زندگی بهتر در جامعه را نشنیده و رفتار توده ای در بازار سرمایه آن را غیرضروری پنداشته و حل مسائل اقتصادی و سیاسی را در اولویت قرار داده‌اند؛ غافل از آنکه فرهنگ و زیست فرهنگی این طبقه یکی از ارکان تمایز هویت طبقه‌ای اوست. با وجود این تغییرات که باید به درستی آن را فهم کرد، همچنان مطالبات این نسل شنیده نمی‌شود. نسلی که شاهد زیست قاعده‌مند مادرش بوده است. حالا او برای انتقال مسائل به پدر و مادر با مشکلات کمتری مواجه است، و والدینش تلاش او برای زیستنی آزاده را موفقیت از‌دست‌رفته خودشان تلقی می‌کنند. هرچه تلاش برای برچسب زنی، محدود کردن، فیلترینگ، دخالت در زیست و انتخاب‌های شخصی چون فرزندآوری و چگونگی حضور در زندگی روزمره، مقاومت در برابر اصلاح قوانین حقوقی و اداری برابر میان زنان و مردان، تبلیغ و ترویج زیست مردسالانه و زن‌گریزانه، صیانت و به عبارتی شهروند درجه‌دوم خواندن زنان بیشتر شود، با مقاومت فراگیرتر، کوتاه‌مدت‌تر و عمیق‌تر مواجه می‌شود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.