مفهوم ریسک در بازارهای مالی


بازارهای مالی در تلاطم اقتصادی

در شرایط بحرانی روزهایی که طی می‌کنیم، کماکان تورم از بزرگ‌ترین معضلات اقتصاد کلان ایران است. تلاش بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی و مهار تورم به دلیل عوامل خارج از نظام بانکی و نیز عوامل درون‌آن، به نتیجه مطلوب نرسیده است. کسری بودجه، مداخلات دولت در بنگاه‌ها و بازارها (که آن‌چنان وسیع است که عبارت «اقتصاد دستوری» به گفتمان عمومی راه یافته است)، نظام اعتباری ناکارآمد، ضعف حاکمیت شرکتی، ضعف نظارت مقام تنظیم‌گر، شرکت‌داری بانک‌ها و تعارض منافع، و محدودیت ابزارهای اعمال سیاست‌ پولی فعال همه و همه به وضعیتی انجامیده که نرخ تورم بالا برای چهار دهه ادامه یافته، و در هر چهار سال اخیر این نرخ بالای ۴۰ درصد مانده است.

برای این‌که بانک مرکزی ایران نیز بتواند توان انجام فعالیت‌های متعارف جهانی بانکداری مرکزی را داشته باشد، اصلاحات جدی در راهبردها و حاکمیت اقتصادی - سیاسی کشور ضروری به نظر می‌رسد. بانک مرکزی می‌باید تبعات انتشار پول و اعطای اعتبارات بی‌کیفیت را بپذیرد. از این‌رو، نیاز می‌رود که در عرصة نظارت قادر مقتدر باشد، و دامنه نظارت خود را به هر نهاد بانکی و اعتباری بگسترد، و گرفتار کشمکش‌های خودی و غیرخودی نباشد. استانداردهای اعتبارسنجی می‌باید فارغ از قدرت وام‌گیرنده به درستی اعمال شود، و استانداردهای حسابداری و اصول حاکمیت شرکتی در همه جا جاری باشد.

بانک‌ها نیز ناچارند از نظم بیشتری استقبال کنند تا در معرض اتهام پانزی‌بودن قرار نگیرند. بانک‌ها به ویژه در فاصلة سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ در وضعیت بسیار دشواری بودند، و تنها پس از پرش ارز و افزایش چند برابری قیمت دارایی‌هایشان توانستند ترازنامه‌هایشان را تا حدی سامان بخشند. تقویت ترازنامه بانک‌ها در دستور کار مدیریت بانک‌ها و بانک مرکزی است، و در شرایط دشوار فعلی انجام این مهم به آسانی میّسر نیست. کاهش تدریجی از حجم دارایی‌های پررریسک، اعطای تسهیلات کم ریسک، و تخصیص‌های کارآمد شناسایی سریع اعتبارات غیرجاری، ارتقای مدیریت ریسک، و تقویت دانش و مهارت نیروی انسانی از جمله سیاست‌هایی است که باید دنبال شود.

بازار سرمایه بیش از بازار پول در تیررس شرایط بحرانی جاری قرار گرفته است. سیاست‌گذاری که در شرایط اوج بازار مردم را به ورود به بازار ترغیب می‌کرد، حالا در کناری ایستاده است. این اقدامی شایسته است؛ وظیفه سیاست‌گذار نیست که سرمایه‌گذار و معامله‌گر را به ورود و خروج فرمان دهد. معامله‌گران بازار سرمایه اکنون خود صبورتر و ریسک‌گریزتر و حتی حرفه‌ای‌تر شده‌اند. مدیران بازار می‌باید طراحی، تدبیر و مهارت مناسبی برای هدایت سرمایه‌گذاران انفرادی به سرمایه‌گذاری غیرمستقیم داشته باشند. وعدة بازدهی قطعی در بازار سرمایه اشکالی ندارد، منوط به این‌که از طرف دولت یا مقام تنظیم‌گر داده نشود، و بخش خصوصی و ناشران خود در شرایط هیجانی و بی‌ثبات بازار چنین وعده‌هایی را بدهند، و مقام تنظیم‌گر هم مطمئن باشد که آنها توان ایفای تعهدات خود را دارند.

قابل فهم است که در شرایط جاری، عامه سرمایه‌گذاران (و البته نه حرفه‌ای‌ها که همیشه به دنبال فرصت‌اند) محافظه‌کارانه عمل کنند، از سهام فاصله بگیرند، و به سمت ابزارهای با درآمد ثابت میل کنند. این روند را چندان نمی‌شود تغییر داد. ناشران نیز باید واقعیت این شرایط را درک کنند و با انتشار اوراق تبعی مناسب، از ریسک دارندگان سهام بکاهند.

برای حفظ این بازار، یعنی برای جلوگیری از ریزش‌های عمده‌ای که تلاش‌ها برای گسترش بازار سرمایه در ایران را به باد خواهد دهد، چه باید کرد؟ پیشنهادها متنوع است و طبعاً می‌باید روی مهم‌ترین آن‌ها تمرکز یافت تا نتیجه مطلوب حاصل شود؛ باید تدبیر کرد و اولویت‌های این زمانِ بازار سرمایه را تشخیص داد. راه‌حل در این شرایط از اقتصاد ایران آن است که مجاری جذب این نقدینگی متعدد شود و کوشش شود که تا حد ممکن نقدینگی به مجاری تولیدِ کالاها و خدمات و اشتغال با نرخ بازده بالاتر هدایت شود؛ نقدینگی می‌باید به تشکیل سرمایه ثابت جدید منجر شود؛ و می‌باید از فشار تقاضاهای سفته‌بازانه و تقاضاهای حفظ قدرت خرید بر بازار سهام کاست. باید بتوان نقدینگی را در حوزه‌های متنوعی از فعالیت توزیع کرد تا بازار سهام پایدار بماند و نقدینگی مدت طولانی‌تری در بازار سهام نگاهداری شود.

برخی سیاست‌های قابل تعقیب در شرایط فعلی به شرح زیر است:

* تشویق شرکت‌ها (به کمک نهادهای مالی) به انتشار اوراق تبعی (اختیارهای فروش) برای موفقیت افزایش سرمایه‌ها و حمایت از بازار در شرایط ریزش عمده آن.

* تسهیلِ انتشار اوراق با درآمد ثابت کوتاه‌ و بلندمدت توسط بنگاه‌های بزرگ، و حذف الزام به داشتن ضامن بانکی در صورت داشتن رتبه اعتباری بالا.

* تسهیل حضور سرمایه‌های خُرد و متوسط در بازار پیش‌فروشِ کالاهای پایه (commodity) از قبیل کالاهایی که در بازارهای سلف معامله می‌شود که بازده بالاتری دارد.

* درخواست از دولت برای جلوگیری از اظهارات حمایتی رسمی از بازار سهام و تبلیغات وسیع برای آن در رسانه‌ها.

بازار سرمایه نقش فیفا را بازی می‌کند

بازار سرمایه آن‌قدر بزرگ هست که در قبال سیاست‌های اتخاذی دولت یا مقام تنظیم‌گر عرض‌اندام کند، خودی نشان دهد، و بگوید که این سیاست نادرست و آن سیاست درست است. برای دولت‌ها، این بازار نقشی مشابه فیفا را بازی می‌کند که ناچار باید مقررات بین‌المللی مشخصی را دنبال کند. همان‌طور که نمی‌شود برای فوتبال هر مدیر دوست و آشنایی را انتخاب کرد، یا هرگونه که دوست داریم لیگ‌ها را برگزار کنیم، یا کلاً از خیر برگزاری لیگ زنان بگذریم، در بازار سرمایه نیز نمی‌توان به دلخواه عمل کرد. چند مثال بزنیم: به محض این‌که بحثِ ارقام بزرگ عرضة اوراق دولتی در بودجه می‌آید، واکنش بازار سرمایه آن است که این به معنای تنگنای اعتباری بیشتر برای شرکت‌های بورسی است، و متأثر از آن، سود شرکت‌ها کاهش می‌یابد. با این پیش‌بینی، شاخص بلافاصله عکس‌العمل نشان می‌دهد. یا به محض این‌که در شرکت بورسیِ بزرگی مدیری ناآشنا برای بازار انتخاب می‌شود، به یک‌باره عکس‌العمل و بازتاب‌های گستردة بازار در مقابلِ آن انتخاب قرار می‌گیرد. این انتخاب بلافاصله روی قیمت سهام تأثیر می‌گذارد، و سیاست‌گذار درمی‌یابد که انتصاب درستی انجام نداده است.

بازار سرمایه به سیاست‌گذار پیام می‌دهد که حداقل در این عرصه، کارِ کارشناسی مورد نیاز است، و موضوع با مدیریت در سایر بخش‌های اقتصاد و سیاست فرق دارد. این بدآن معنا نیست که انتخاب‌های غلط در آن عرصه‌ها نتایج بسیار زیان‌بخشی برای کشور ندارد، بلکه بدآن معناست که اشتباهات سیاست‌گذار در عرصه مرتبط با بازار سرمایه، صدای بازار را درمی‌آورد، و جایی هست که تصمیمات غلط را فریاد بزند. این صداها مایة نگرانی سیاست‌گذار است، و می‌تواند موقعیت شغلی سیاست‌گذار را با خطر همراه کند، و از این‌رو بی‌شک تصمیمات در انتصاب مقامات بر بازارهای سرمایه تا حدودی با تأمل بیشتر و با وسواس بیشتری انجام می‌شود.

این محدودیت ظاهری برای دولت‌ها بی‌شک نعمت است. اشتباهات در سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری سایر بخش‌ها شاخصی روشن ندارد که ناقوسی را به صدا درآورد. در بازار سرمایه، چنین سوت‌زنی‌هایی مرسوم است. سیاست‌گذار می‌باید از این بازتاب‌های پرسروصدا و شفاف‌سازی‌ها که جلوی اشتباهات بیشتر را می‌گیرد، به‌شدت استقبال کند. این سروصداها به ارزیابی بهتر از عملکرد سیاست‌گذار نیز می‌انجامد؛ بنابراین، به قبول صدمات و سختی‌های شفاف‌سازی به دستاوردهای آن می‌ارزد.

برای نهادهای مالی فعال در بازار سرمایه، حفظ بازار غیر از تأمین سود بلندمدت؛ اهمیت فکری، اخلاقی، و ملی هم دارد. اگر به آزادی می‌اندیشیم، به بازار رقابتی، به تجارت آزاد، و به مالکیت خصوصی باور داریم، و ناچاریم به بازار سرمایة رقابتی و سالم بیندیشیم. آنچه در بخشی از سال‌های ۹۸ و ۹۹ بر بازار سرمایه گذشت، نشانی از بازار رقابتی نبود؛ نشانه‌ای از اهمال بود؛ نشانه‌ای از اعتقاد سرسختانة نهادهای مالی به حمایت از سهامداران ناآگاه و بخش واقعی اقتصاد ایران نبود.

نهادهای مالی ایران می‌باید جویای اعتبار براساس استعدادهای بازار سرمایه باشند؛ باید خود را نگهبان معیارهای فرهنگ کارایی در بازار سرمایه بدانند. نباید تسلیم رفتار و رسوم مبتذلی شوند که عده‌ای سوءاستفاده‌چی‌ها در بازار دنبال می‌کنند. اتفاقاتی که در آن ماه‌های در عین حال پرشور در بازار سرمایه رخ داد، باید بار عذاب وجدانی را بر دوش مدیران نهادهای مالی گذاشته باشد..

در تاریخ تحول بازارهای سرمایه، همواره منزلتی بالا برای نهادهای مالی قائل می‌شوند. مدیران نهادهای مالی می‌باید انگیزه‌های پایداری در درون خود برای مسئولیت‌هایی بیابند که در قبال بازار و سرمایه‌گذاران عادی دارند. مدیران این نهادها باید دریافت‌های مشخصی از تعهد ملی و روشنفکرانه خود در قبال بازار سرمایه، بازار رقابتی در مفهوم عام و آزادی داشته باشند.

باید روشن باشد که معنویات آنان چگونه در نفس رسالتی که در قبال بازار دارند رسوخ کرده و آن را شکل می‌دهد. نفس احساس تعهد خود بدل به نوعی نقطة اتکا می‌شود که از آن نقطه بتوانند بهتر رابطه بازار سرمایه، بازار رقابت و آزادی را درک کنند. آرمان‌ها در موارد بسیار با هم در تعارض‌اند: آرمان کسب درآمد نهاد مالی نباید ناسازگار با هدف آن‌ها برای توسعة کشور و تلاش توده مردم برای مقابله با تورم تبدیل شود. انتخاب هر تصمیم درست طبعاً با خُسران کوتاه‌مدتی همراه است. اما آیا به‌راستی نمی‌توانستیم بخشی از خُسران کوتاه‌مدت نهادهای مالی در ماه‌های هیجانی نیمة دوم ۹۸ و نیمة اول ۹۹ را با سود معتدل‌تر بلندمدت سال‌های بعد (که در هم نشکستن و منافع سهامداران ناآگاه را بی‌هیچ نقص اخلاقی دربرداشت) تاخت بزنیم.

در شرایط دشوار امروز، مدیران نهادهای مالی برخلاف عامه مردم باید از آرامش آدم‌های بزرگ بهره برده باشند تا تعارض ارزش‌ها را به‌گونه‌ای حل کنند که از وقوع نتایج تراژیک گریزپذیر شود. آنان باید از امکانات نهفته در نهادهای مالی در شرکت‌های خود باخبر باشند؛ استعدادها و ظرفیت‌های خود را برای آرامش بخشیدن و تثبیت بازار بشناسند و از شوروشرهای بازار و سهامداران خُردش بیم نداشته باشند و با آنها وسوسه نشوند، و خود را ملزم کنند که از حصار خِرد اقتصادی و واقعیات بخش واقعی اقتصاد در بازار آشفته خارج نشوند.

سود را ‌باید به نفع بلندمدت بازار تا حدی قربانی کرد

نهادهای مالی برای تثبیت و آرامش بازارها می‌باید اولویت قائل شوند، زیرا بدون حداقلی از نظم بازار، انتخاب درستی در کار نخواهد بود. سود را می‌باید به نفع بلندمدت بازار تا حدی قربانی کرد. همة خیرهای بزرگ در کنار هم جمع نمی‌شوند. مدیران این نهادها محکوم به انتخاب هستند، و هر انتخابی طبعاً زیان‌هایی ممکن است داشته باشد. زیان‌کردن عامه مردم بیش از همه نوید به نزدیک‌بودن زیان خود نهادهای مالی را می‌دهد. سود مردم و سود نهادهای مالی پیوندی شریف با هم دارند. زندگی اخلاقی نهادهای مالی در بازار سرمایه نباید متعارض با منافع بازیگران کوچک در این بازار باشد. دوام بازار وابسته به ملازمات اخلاقی آن دارد؛ این ملازمات جوهره راستین نگرش درست به بازار سرمایه است. زندگی بازار در زیستن درست آن شکل می‌گیرد.

مدیران نهادهای مالی چاره‌ای ندارند که معضلات امروز بازار را با روی خوش تحمل کنند، هر چند که ممکن است آن مشکلات آن‌قدر سخت باشد که ضمن تحمل، دیگر حفظ روی خوش محال باشد. به نظر من نقش نهادهای مالی باید بیانگر این واقعیت باشد که در هنگامه وحشتی گسترده در بازارهای مالی، آرامش‌بخش و تسلادهنده باشند.

سوالات متن درس اول اقتصاد دهم انسانی ویرایش ۱۴۰۰

در این نوشته با سوالات متن درس اول اقتصاد دهم همراه شما دهمی های انسانی هستیم. کامل ترین و جامعه ترین جزوه پرسش و پاسخ درس اول اقتصاد پایه دهم رشته انسانی را در ادامه نوشته می توانید مشاهده کنید.

سوالات متن درس اول اقتصاد دهم

1 -کارآفرینی مفهوم ریسک در بازارهای مالی چیست؟

فرایند راه اندازی کسب وکار جدیدبه امید کسب سود با وجود خطر پذیری است.

2 -کارآفرین کیست؟

کسی که با نوآوری وخطر پذیری ودیدن فرصت های جدید کسب وکار، محصولات جدیدی تولید وعرضه می کندیا راه های جدیدی برای تولید کشف می کند.

3 -میرمصطفی عالی نسب کیست؟

یک کارآفرین تبریزی که کارخانه های لوازم خانگی ازجمله سماور سازی ، تولید انواع چراغ، کارتن سازی ایجاد کرد و درامور مفهوم ریسک در بازارهای مالی ساخت مدرسه وبیمارستان فردی خیر بود. ( درقبل وبعد ازانقلاب)

4 -کارآفرینان موفق از چه ویژگی هایی برخوردارند؟

1 -دردیدن فرصت های جدید کسب وکار نسبت به دیگران تیزبین هستند.

2 -نوآوری در تبدیل ایده ها به محصولات جدید وکسب و کار های جدید.

3 -با شجاعت و ریسک پذیری و تدبیر به فعالیت های اقتصادی جدید می پردازد.

4 -با خوش بینی و واقع بینی به فعالیت اقتصادی می پردازد.

۵ -با انضباط وانگیزه بالا توانایی حل مسله دارد.

۶ -از کارشناسان و مشتریان یادمی گیرد و خود را با بازار وفق می دهد.

۷ -می تواند منابع را هماهنگ، مدیریت و سازماندهی کند.

۵ -منظور از تیزبینی کارآفرین چیست؟

یعنی کارآفرین فرصت های کسب و کار های جدید را زمانی که دیگران کمتر متوجه می شوند به خوبی متوجه می شودو می بیند.

۶ -چرا معتقدیم یک کارآفرین موفق نوآور است؟

چون یک کارآفرین موفق می تواند ایده ها و اندیشه ها را به محصولات جدید و کسب و کارهای جدید و فرآیند تولید تبدیل کند.

۷ -منظور از ریسک پذیر بودن یک کارآفرین موفق چیست؟

یعنی یک کارآفرین موفق می تواندبا استفاده از پس انداز،خوش نامی ،شجاعت وتدبیر فعالیت های اقتصادی جدیدی راهاندازی کند.

8 -چرا کارآفرین موفق خوشبین است؟

چون کارآفرین موفق با واقعبینی به موفقیت های اقتصادی آینده خود مطمئن و دلگرم است.

9 -در چه مواردی یک کارآفرین موفق پرانگیزه است؟

با نظم ، انضباط و پایداری، جهت حل مسئله اشتیاق و توانایی دارد.

10 -چرا یک کار آفرین موفق باید یادگیرنده باشد؟

واز چه کسانی می آموزد؟ یک کارآفرین موفق ، جهت وفق پیدا کردن با شرایط بازار و راه اندازی کسب وکار جدید نیازمند آموزش ویادگیری از همکاران،کارشناسان ومشتریان است.

11 -چرا یک کارآفرین موفق را سازمان دهنده می نامیم ؟

چون منابع وامکانات را هماهنگ ومدیریت می کند تا کارآیی افزایش یابد.

12 -به تازگی مسئول یک بیمارستان خصوصی شده اید و به فکر پیشرفت های بیشتر بیمارستان هستید که بیماری کرونا همه گیر می شود و طبق دستور دولت یا باید بیماران کرونایی راپذیرش کنید یا ماهانه مبلغی را به بیمارستان های کرونایی پرداخت کنید.) برخی از اعضای هیئت مدیره نیز با پذیرش بیماران کرونایی موافق نیستند( هرکدام از راه حل های انتخابی زیر به کدام ویژگی کارآفرینان موفق اشاره دارد؟

– در شبکه های مجازی نسبت به کیفیت بیمارستان خود تبلیغ کنید که بیماران کرونایی را نمیپذیریم ولی ماهانه مبلغی را به ویزیتهای خود اضافه می کنیم تا بتوانیم از طریق آن به بیمارستان های کرونایی کمک کنیم. تیز بینی

– بیمارستان صحرایی در آخر حیاط بیمارستان جهت بیماران کرونایی تاسیس کنید تا ارتباطی با سایر بخشهای بیمارستان نداشته باشد و از ارتش نیز کمک بگیرید. نو آور بودن

با حضور در بخشهای خبری اتفاقت هیئت مدیره را بازگو کرده و اعلام کنید که به حکم انسان دوستی بیماران کرونایی را پذیرش می کنید و از مردم درخواست دعای خیر کنید. ریسک پذیری

– با وجودی که می دانید برخی از موفقیت های بیمارستان را ازدست می دهید بیماران کرونایی را پذیرش کنید و به آینده امید داشته باشه و این راندای قلبی خود بدانید. خوش بینی

– از بانک ها وام بگیرید تا در زمینه این بیماری تحقیق کنید و به بیمارستانهای دیگر نیز کمک مالی کنید. پرانگیزه بودن

– از تجارب بیمارستان های دیگر وهمکاران شان کمک بگیرید و سعی کنید به صورت محدود ومتناسب با امکانات وظرفیت های بیمارستان پذیرش از بیماران کرونایی داشته باشیدتا شرایط بعد از پذیرش را ارزیابی کنید. یادگیرنده بودن

– به همه نیروهای خود اطمینان دهید که آنها برای شما مهم هستند. و رضایت آنها را به دست آورید تا موفقیت های بیشتری شامل حال بیمارستان تان شود. سازمان دهنده بودن

13-چرا یک کارآفرین باید هزینه ها و درآمدهایش را محاسبه کند؟

یک کارآفرین موفق برای انتخاب صحیح و درست فعالیت های اقتصادی اش ، باید هزینه ها و درآمدهایش را محاسبه کند.

14 -عوامل تولید، هزینه های تولید، درآمد، سود وزیان دراقتصاد را توضیح دهید.

نیروی انسانی)سرمایه انسانی(، ماشین آلات وتجهیزات ) سرمایه فیزیکی(، محل کار )خریداری شده یا اجاره شده(، مواد اولیه ، عوامل تولید هستند. پولی که برای عوامل تولید هزینه می شودهزینه های تولید نام دارد.مانند دستمزد نیروی کار،پول خرید مواداولیه وتجهیزات واجاره محل کار وتبلیغات و….

قیمت * کل محصول= درآمد

هزینه ها-درآمدها =محاسبه سود یا زیان

اگر درآمد ها بیش از هزینه هاباشد سود کرده ایم . اگر هزینه ها بیش از درآمدها باشند زیان کرده ایم.

15-چگونه تولید کننده می توانداز وضعیت زیان دوری کند؟

صرفه جویی و افزایش بهره وری، مثل پرهیز از استخدام نیروی کار غیرلازم، یا صرفه جویی در مواد اولیه و انرژی یا جلوگیری از ریخت و پاش ها، هزینۀ تولید را بدون اینکه از میزان تولید کم کند، کاهش یابد .از سوی دیگر می تواند برای محصولات خود، بازار خوبی فراهم کند و کالاهایش را با قیمت مناسب بفروشد

16 -دریک کارگاه با 4نفر کارگر سالانه هزاردستگاه تولید می شود اگر قیمت هردستگاه یک میلیون تومان باشد ودستمزد ماهانه هرکارگر 2میلیون تومان باشد با توجه به جدول زیر

سوالات متن درس اول اقتصاد دهم

سوالات متن درس اول اقتصاد دهم

الف) میزان سود یا زیان رامحاسبه کنید.

اجاره سالانه 120 میلیون تومان،تعمیرات سالانه 100 میلیون تومان،انرژی سالانه 100 میلیون تومان،مواد اولیه 240میلیون تومان،حمل ونقل ۵0 میلیون تومان،سایرهزینه ها10میلیون تومان،دستمزد کل سالانه96میلیون تومان= جمع کل=716میلیون تومان=کل هزینه ها

17 -محاسبه کنید.

سوالات متن درس اول اقتصاد دهم

سوالات متن درس اول اقتصاد دهم

18-اگرمیزان درآمدکارگاهی چهاربرابر هزینه ی عوامل تولیدباشدوسودحاصل معادل 20میلیون تومان باشد.هزینه ی عوامل تولید چقدراست؟

هزینه ها – درآمدها= سود

000 000 12 = 3X = 4 000 000 تولید عوامل ی هزینه

درآمد 1۶میلیون=4×4 میلیون

19-درمورد تولیدکننده ای که طی یک دوره زمانی معین دارای 18میلیون تومان هزینه و۷میلیون تومان سود بوده است میزان درآمد را محاسبه کنید.

18میلیون تومان – درآمد=۷میلیون تومان

25میلیون تومان=18میلیون +۷میلیون تومان

سوالات متن درس اول اقتصاد دهم

سوالات متن درس اول اقتصاد دهم

21 -برخی از ویژگی های کسب وکارهای حرام رابنویسید.(چه کسانی به کسب وکارحرام می پردازند؟)

استفاده از رانت ها و موقعیت هایی که با فریب و ظاهرسازی به دست می آورند و سوء استفاده می کنند. معموالا به دنبال ارزان خریدن و گران فروختن اند و خریدوفروش برخی از کالاها، در انحصار آنهاست .اگر کسی بخواهد با آنها وارد رقابت اقتصادی شود، با انواع شگردها او را ازپای در می آورند و سود خودشان را حفظ می کنند.

مثال با احتکار کالاهای مورد نیاز مردم در مواقع ضروری و گران فروختن آنها، سودهای سرشار می برند یا برای سود بیشتر، کتاب ها یا فیلم های مبتذل و غیراخلاقی را تولید و منتشر می کنند یا کالایی را برخلاف آنچه هست، به مشتری نشان می دهند تا مشتری را فریب دهند .

اهل رشوه دادن و رشوه گرفتن اند و با رباخواری امورشان را می گذرانند. این افراد نه تنها با فعالیت های غیرقانونی و غیرشرعی به همنوعانشان ظلم می کنند، بلکه برکت را نیز از زندگی خودشان دور می کنند و اقتصاد خود و جامعه را در سراشیبی سقوط قرار می دهند.

22 -چرا راه اندازی خدمات باغبانی درمنزل نوعی کارآفرینی است؟

چون با خالقیت،نوآوری، ریسک پذیری، توجه به موقعیت ها ونیازهای جامعه و….. همراه است.

23-فرض کنید دوست شما علاقه مند به راه اندازی کارگاه ساخت اسباب بازی برای کودکان است. با توجه به ویژگی های او و ویژگی های کارآفرین موفق، در مورد اینکه این ویژگی ها چگونه به او در حل مشکلاتش کمک خواهد کرد، توضیح دهید.

با خوش بینی درانجام فعالیت های خود دلگرم است ودر برابر مشکلات مقاومت خواهد کرد. با انگیزه بالایی که دارد به صورت منظم ومستمر برای مشکلات اجرایی راه حل پیدا می کند و دلسرد نمی شود.

با قدرت سازماندهی خوبی که دارد بین عوامل تولید ونیازها ی بازار و سرمایه مالی خود رابطه برقرار کرده وتلاش می کند به حداکثر سود ممکن دست یابد.

در تصمیم گیری ها شجاع است وبا پشتوانه خالقیت خود، خطر سود ده نبودن فعالیت خود در ماه های اول را می پذیرد.

تهیه کننده سوالات متن درس اول اقتصاد دهم انسانی: جناب آقای حمید رحیمی

برای مشاهده سایر دروس سوالات متن اقتصاد دهم روی عبارت لینک دار کلیک کنید.

«مرد غافلگیری‌ها»؛ پوتین، از جذب متحدان آمریکا تا چینش نظم جدید منطقه

رئیس‌جمهور روسیه با جذب متحدان آمریکا و نزدیک‌کردن کشورهای منطقه از جمله ترکیه، امارات، عربستان و سوریه به هم، تلاش دارد تا هم به غرب فشار آورد و هم نظم جدیدی در غرب‌آسیا و فراتر از آن ایجاد کند.

«مرد غافلگیری‌ها»؛ پوتین، از جذب متحدان آمریکا تا چینش نظم جدید منطقه

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، وبگاه شبکه « المیادین » در تحلیلی به سیاست‌های «ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه در قبال بحران‌های جهانی و شیوه کنش‌گری او در موضوعات منطقه‌ای پرداخته است؛ براساس این تحلیل، پوتین با جذب متحدان غرب‌آسیایی ایالات متحده آمریکا، نظیر ترکیه، امارات و عربستان نه تنها غرب را تحت فشار قرار می‌دهد بلکه به دنبال آن است تا با آشتی دادن کشورهای منطقه، نظم جدیدی را جایگزین وضعیت مطلوب واشنگتن کند. در ادامه، مشروح این گزارش را می‌خوانیم:

رئیس‌جمهور پوتین به دور از تمام آنچه در هشتمین ماه جنگ اوکراین به دست آورد یا به دست نیاورد، موفق شد با پیروزی‌های تاکتیکی در خاورمیانه به برتری آمریکا در اروپا پاسخ دهد. پیروزی‌های تاکتیکی‌ای که با هماهنگی و همکاری با «محمدها» (بن‌سلمان و بن‌زاید) همراه شد و این دو با هم بر سر تصمیم افزایش تولید نفت به توافق رسیده‌اند. این تصمیم در آخرین نشست سازمان «اوپک پلاس» و طی موضع واحدی از سوی ابوظبی و ریاض اتخاذ شد تا آمریکا و غرب با فشارهای بیشتری مواجه شوند.

این برای سرد شدن روابط ریاض-واشنگتن کافی بود و سپس منجر به تنش جدی بین آمریکا و عربستان شد که درست به خاطر موضع پوتین بود. زیرا زمانی که بن‌سلمان در جریان نشست گروه ۲۰ در اوساکا در ژوئن ۲۰۱۹ از سوی غربی‌ها «رانده شده» بود، تنها رئیس جمهور پوتین بود که کنار او ایستاد؛ نشستی که ۸ ماه پس از قتل جمال خاشقجی برگزار مفهوم ریسک در بازارهای مالی شد. علاوه بر این ممکن نیست که بن‌سلمان موضع «جو بایدن» رئیس‌جمهور آمریکا را طی مبارزات انتخاباتی و بعد از انتخابش به عنوان رئیس کاخ سفید فراموش کند؛ چرا که بایدن در حملات خود علیه ولی‌عهد سعودی، جزئیات پرونده محرمانه تحقیقات آمریکا در این جنایت را فاش کرد.

استقبال سرد و بی‌روح از بایدن در عربستان در جریان سفرش به جده در ۱۵ ژوئیه، اولین واکنش بن سلمان به سیاست‌های واشنگتن بود؛ سیاست‌هایی که قدرت واقعی بن سلمان را پس از خلاص شدن او از شر تمام رقبایش در خاندان حاکم سعودی در نظر نگرفت. بن سلمان با اعلام خود به عنوان نخست‌وزیری و انتصاب برادرش «خالد» به عنوان وزیر دفاع ثابت کرد که پس از به تخت نشستن به جای پدرش، او را به ولایت عهدی جدید ریاض منصوب خواهد کرد.

اما در مورد امارات، معادله همان معادله عربستان است. این کشور به لطف روسیه، پس از بالارفتن قیمت‌ها در پی جنگ در اوکراین، سودهای کلانی از فروش نفت و گاز به دست آورده و همچنان می‌آورد. علاوه بر این، فعالیت حداقل ۳۰۰۰ شرکت روسی در امارات متحده عربی است که گفته می‌شود در آغاز جنگ اوکراین میلیاردها دلار از روسیه و بازارهای جهانی فرار کرده‌ و حالا در ابوظبی در حال گردش هستند. علاوه بر این، نقش «واسطه‌گری» یا میانجی‌گرانه امارات در سطح تحرکات منطقه‌ای از سوی رئیس‌جمهور پوتین به عنوان یک عنصر حمایتی در سیاست خاورمیانه‌ای او تلقی می‌شود؛ زیرا او به تلاش خود برای گرد هم آوردن روسای جمهور سوریه و ترکیه یعنی «بشار اسد» و « رجب طیب اردوغان» ادامه می‌دهد.

این موضوع توضیح دهنده سفر ناگهانی «ابراهیم کالین» سخنگوی اردوغان، به جده در ۲۴ سپتامبر است. و بعد از آن، تماس تلفنی اردوغان و محمد بن زائد، یکشنبه هفته گذشته (۱۶ اکتبر)، یک روز پس از دیدار رئیس جمهور پوتین و اردوغان در نشست آستانه و گفت‌وگوهایی که درباره ایجاد یک مرکز بین‌المللی در ترکیه برای توزیع و انتقال گاز روسیه صورت گرفت. بسیاری این را «رشوه هوشمندانه» پوتین به اردوغان تعبیر کردند که در شرایط بسیار سخت اقتصادی و مالی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری آماده می‌کند. برخی حجم چنین سرمایه گذاری را در میان مدت و بلند مدت حدود ۵۰ میلیارد دلار تخمین زدند که به اردوغان کمک می‌کند تا بیشتر مشکلات داخلی آنکارا را حل کند. دولت اردوغان در صورت ایجاد چنین مرکزی، ترکیه را به یک کشور بسیار مهم در تمام جنبه‌های استراتژیک تبدیل می‌کند؛ البته این مرکز نیاز به فناوری‌های پیشرفته‌ای دارد که در ژاپن و آلمان یافت می‌شود.

ترکیه که حدود ۴۵درصد از گاز مصرفی خود را از روسیه و از طریق دو خط لوله وارد می‌کند؛ یکی از آن‌ها در مسیر یونان قرار دارد و از آنجا راهش را به سوی اروپا ادامه می دهد. خط لوله سومی که نفت آذربایجان را انتقال می‌دهد نیز به آن متصل است و خط لوله ای موازی با آن، برای انتقال گاز ترکمنستان و قزاقستان برای بعدها نیز در حال احداث است. علاوه بر این، خط لوله چهارم گاز ایران را انتقال می‌دهد و خط لوله پنجم از کرکوک به بندر جیهان در دریای مدیترانه می‌رود؛ خطی که نفت عراق و کردستان را منتقل می‌کند و ممکن است در کنار آن خط لوله دیگری برای انتقال گاز کردستان وجود داشته باشد اما مهم‌تر از همه گاز قطر است.

اردوغان در همان زمان تمام روابط خود را به کار گرفت تا تل آویو را برای انتقال گاز اسرائیل به بندر جیهان متقاعد کند و به این ترتیب قبرس، مصر و بعدا لبنان را هم تشویق کند تا در این خط لوله مشارکت کنند. اردوغان می‌خواهد ترکیه را از نظر اقتصادی و در نتیجه سیاسی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی به مهم‌ترین کشور تبدیل کند. این امر اردوغان را بر آن داشت تا با عربستان سعودی، امارات، رژیم صهیونیستی (سازمان‌های لابی یهودی در آمریکا) و بعداً مصر آشتی کند. همه می‌دانند که رابطه با رئیس‌جمهور پوتین مهم‌ترین عنصری بود که اردوغان را در تاکتیک‌هایش قدرتمند کرد. پس از اینکه او از پایبندی به همه تحریم‌های آمریکا و اروپا امتناع کرد (هیئت آمریکایی این هفته وارد آنکارا شد تا درباره این موضوعات گفت‌وگو کند) و روابط نزدیک خود را با صربستان و مجارستان (دو متحد مسکو در اروپا) ادامه داد؛ اگر چه او همچنان به فروش پهپاد به کی‌یف ادامه می‌دهد.

حالا بحث‌ها در مورد مذاکرات روسیه و ترکیه برای ساخت یک راکتور هسته‌ای جدید در نزدیکی شهر سینوپ در دریای سیاه به منظور حمایت از روابط هماهنگی و همکاری انجام شد. اگر نگوئیم این وضعیت اتحاد بین آنکارا و مسکو است اما روند ساخت ۴ راکتور در جنوب ترکیه بر روی دریای مدیترانه همچنان ادامه دارد. اردوغان از تمام این مواضع مثبت روسیه برای ادامه سیاست‌های شناخته شده خود در سوریه، لیبی و عراق استفاده کرد؛ آن هم با توجه به فقدان اراده از سوی کشورهای عربی برای کنش‌گری مستقیم در این کشورها که ممکن است جزئیات آن پس از نشست سران کشورهای عربی مشخص شود.. و حالا اردوغان مشتاقانه منتظر نتایج آن است.

او سپس تصمیم خواهد گرفت که آیا با رئیس جمهور اسد آشتی کند یا نه، و با «عبدالفتاح السیسی» رئیس‌جمهور مصر بر سر پروژه‌ای مشترک برای رسیدگی به بحران لیبی توافق خواهد کرد. به ویژه پس از توافق اخیر بین طرابلس و آنکارا که اردوغان از طریق آن به دنبال به دست آوردن سهم سوریه از گاز و نفت لیبی است.تا در صورت عدم موفقیت در برنامه‌های خود برای گسترش خطوط لوله مشترک با ایتالیا به اروپا، که مدت هاست با رم در حال مذاکره است، آن را به ترکیه منتقل کند.

همه اینها در حالی اتفاق می‌افتد که پوتین با دو شریک جدید خود، محمدین بن سلمان و بن زاید، درباره تعدادی از پروژه‌های مشترک در حوزه انرژی، یعنی نفت، گاز، پتروشیمی و صنایع استراتژیک از جمله بحث‌های جدی برای فروش اس-۴۰۰ به ریاض، ابوظبی و قاهره گفت‌وگو می‌کند. و این دلیل دیگری برای دیوانگی واشنگتن خواهد بود که واضح به نظر می‌رسد آمریکا هم مانند اروپا خود را «باغی شگفت‌انگیز» می‌بیند و بقیه جهان را جنگلی می‌داند که فیل‌های آمریکایی در آن شادی می‌کنند. عبارت‌هایی که «جوزف بورل» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به گونه‌ی دیگری درباره آن صحبت کرد.

پس‌انداز در روزهای نداری

پس‌انداز کردن راهی برای ساختن آینده‌ای بهتر است، پس‌انداز داشتن به ما کمک می‌کند تا در مواقع بحرانی و اضطراری بتوانیم بدون نگرانی، از آن استفاده کنیم و در مضیقه نیفتیم. گفت‌وگوی همشهری با دکتر کمیل رودی، کارشناس سواد مالی را بخوانید.

پس انداز - پول

به گزارش همشهری آنلاین، پس‌انداز کردن راهی برای ساختن آینده‌ای بهتر است، پس‌انداز داشتن به ما کمک می‌کند تا در مواقع بحرانی و اضطراری بتوانیم بدون نگرانی، از آن استفاده کنیم و در مضیقه نیفتیم. پس‌انداز، پشتوانه‌ای برای تمام زندگی‌هاست؛ حتی اگر پس‌انداز را از مقادیر کم شروع کنیم. مهم این است که بتوانیم به‌درستی پس‌انداز کنیم و پس‌اندازمان را به‌جا خرج کنیم.

به عقیده کارشناسان حوزه سواد مالی بهترین سن برای آموزش پس‌انداز کردن ۵ سالگی است چرا که کودکان در این سن مفهوم پس‌انداز و خرج کردن را می‌توانند متوجه شوند و یاد بگیرند زمانی را صبر کنند تا بتوانند با پولی که مثلا در قلک پس‌انداز می‌کنند وسیله مورد نظرشان را خریداری کنند. گفت‌وگوی همشهری با دکتر کمیل رودی، کارشناس سواد مالی را بخوانید.

کمیل رودی با بیان اینکه از نظر اقتصاد خرد، خانواده زمانی ثروتمند است که جدای از هزینه‌های زندگی بتواند پولی را کنار بگذارد، ‌گفت:‌ زمانی که هزینه‌های یک خانواده کمتر از درآمدشان باشد، این پول اضافه ثروت خالص آن خانواده محسوب می‌شود. اما این مسئله لزوما به این معنا نیست که فرد حتما باید جزو خانواده ثروتمندی باشد، ممکن است درآمد فردی ۸ میلیون تومان در ماه و مخارجش ۶ میلیون تومان باشد و بتواند ۲ میلیون تومان در ماه پس‌انداز کند که همین ۲ میلیون ثروت خالص آن فرد در ماه محسوب می‌شود اما در عوض فردی ۸۰میلیون تومان درآمد ماهانه داشته باشد و خرج ماهانه او بیشتر از درآمدش باشد و حتی یک ریال هم در ماه نتواند پس‌انداز کند. پس در تحلیل میزان ثروت خالص خانواده بخش پس‌اندازی خانواده تعیین‌کننده است؛ یعنی درآمد خانواده باید چنان باشد که بیشتر از هزینه‌هایش باشد.

مدیریت هزینه‌ها، ‌نه ریاضت کشیدن

این دانش‌آموخته مدیریت رفتار سازمانی درخصوص چگونگی پس‌انداز در خانواده‌ها می‌گوید:‌ اشتباهی که بیشتر خانواده‌ها مرتکب می‌شوند این است که می‌خواهند همه پسماند درآمدشان را پس‌انداز کنند درحالی‌که اسم این کار پس‌انداز کردن نیست. ما کلا در ایران می‌گوییم که مثلا درآمدم در ماه ۱۰میلیون تومان است و در آخر ماه چیزی برایم باقی نمی‌ماند که پس‌انداز کنم درحالی‌که قانون پس‌انداز نادیده گرفتن بخشی از درآمد است به این معنا که زمانی‌که حقوق‌تان را دریافت می‌کنید بلافاصله بخشی از آن را کنار بگذارید، پس آن چیزی که کنار می‌گذاریم «درآمدی برای آینده» است اما زمانی که همین مقدار پول را کنار می‌گذاریم با خودمان می‌گوییم که پول باقی‌مانده به خرج‌مان نمی‌رسد اینجاست که باید مدیریت هزینه و الگوی مصرف داشته باشیم. در بلندمدت زمانی که توان اقتصادی نداریم نمی‌توانیم خرج‌های‌مان را ادامه دهیم اینها مدیریت خرج است نه صرفه‌جویی و ریاضت کشیدن، با این توصیفات پس‌انداز کردن به‌معنای ریاضت کشیدن اقتصادی و سختی کشیدن نیست بلکه مدیریت هزینه‌هاست.

به‌گفته این مدرس سواد مالی مطالعات در ایران نشان داده که بین ۱۰تا ۱۵درصد هزینه‌های زندگی در ایران هدر می‌رود، بی‌آنکه چیزی به کیفیت زندگی‌مان اضافه کند. سواد مالی معتقد به این نیست که باید از کیفیت زندگی کم کنید بلکه باید از هدر رفتن‌ آن کم کنید. ما هزینه‌هایی را می‌کنیم که اگر نسبت به آن آگاه باشیم اصلا آن را انجام نمی‌دهیم پس از همین هزینه‌هایی که باعث هدر رفت پول‌مان می‌شود باید پس‌انداز کنیم.

برخی افراد می‌گویند ما واقعاً نمی‌دانیم چطور باید خرج‌های‌مان را مدیریت کنیم. ‌در دنیای امروز مفهومی به نام بودجه‌بندی وجود دارد، همانطور که دولت‌ها در ابتدای سال مالی بودجه‌بندی می‌کنند و براساس آن بودجه یک‌سال خود را برنامه‌ریزی می‌کنند، افراد هم می‌توانند با بودجه‌بندی پول‌شان را خرج مهم‌ترین مسائل زندگی‌شان کنند. بودجه‌بندی یک مکانیسم کنترلی نیست بلکه فقط به فرد نشان می‌دهد ارزش‌هایش را در خرج کردن پول رعایت کند و چیزی که برای زندگی‌اش مهم نیست را خرج نکند.

پس‌انداز در روزهای نداری

کجا پس‌انداز کنیم؟

رودی با طرح این سؤال که چطور باید پس‌انداز را نگه‌ داشت، می‌گوید: پس‌انداز باید به شکل سرمایه‌گذاری نگهداری شود ما به‌طور سنتی ۵ راه برای سرمایه‌گذاری داریم که عبارتند از: ‌خرید طلا، ‌پس‌انداز در بانک، خرید ارز، خرید ملک یا سرمایه‌گذاری در بورس.

سرمایه‌گذاری در بانک، مطمئن‌ترین نوع سرمایه‌گذاری به‌دلیل ریسک نداشتن است، اما سودی که از این راه نصیب فرد سرمایه‌گذار می‌شود کمتر از نرخ تورم است و از ارزش پول کم می‌شود. در حوزه‌های دیگر سرمایه‌گذاری اگر چه پول را تبدیل به واقعیت اقتصادی می‌کنیم در عین حال که ریسک‌پذیری را افزایش داده‌ایم بازدهی را بیشتر کرده‌ایم. با وجود این، مردم به این دلیل که خطرپذیر نیستند پول‌شان را اغلب در بانک می‌گذارند تا خیال‌شان بابت از دست ندادن اصل پول‌شان راحت باشد.

در سرمایه‌گذاری با خرید طلا با این واقعیت مواجهیم که از ارزش پول‌مان کم نمی‌شود و بازدهی آن در سطح تورم است اما اگر همین طلا در خانه نگهداری شود خطر دزدیده شدن را دارد. سرمایه‌گذاری در خرید ارز هم سرمایه‌گذاری مناسبی در کشورماست به این دلیل که نوسانات کمتری دارد و از ارزش آن کم نمی‌شود. اما در خرید ارز هم به دلایل قانونی با ریسک مواجهیم مثلا ممکن است یک دفعه دولت اعلام کند هر کس در خانه خود ارز نگهداری کند مجرم است یا اینکه هیچ فردی حق خرید و فروش ارز را ندارد. پس هنگام خرید ارز هم باید خطر این کار را بپذیریم.

پس‌انداز در روزهای نداری

ورود به بورس یا ملک

به‌گفته رودی، در پس‌انداز کردن باید گزینه‌های سرمایه‌گذاری را بلد باشیم و بدانیم که هر کدام چه بازدهی و چه ریسکی دارد به همین دلیل نباید بی‌گدار به آب زد و مثلا بدون اطلاع از نوسانات بازار بورس یکباره تمام درآمد و سرمایه‌مان را در بورس سرمایه‌گذاری کنیم.

خطر سرمایه‌گذاری در بورس، ناآگاهی از این بازار است. برای وارد شدن به بورس باید از طریق افراد آگاه و مطمئن یا صندوق‌های سرمایه‌گذاری و سبدگردان وارد این سرمایه‌گذاری شد. در مورد ملک هم همین مسئله صدق می‌کند ملک، نیاز به سرمایه‌گذاری اولیه زیادی دارد، حتی در زمان پیش‌خرید کردن هم باید به شرایط و قوانین آگاه باشیم چرا که پیش‌خرید کردن خطرات حقوقی بالایی دارد.

پس‌انداز با وام گرفتن از بانک

وام گرفتن از بانک و پرداخت قسط را نمی‌توان جزو پس‌انداز محاسبه کرد چراکه اولا از نظر شرعی و قانونی اشکال دارد و وام‌هایی‌که بانک‌ها می‌دهند نه به‌منظور پس‌انداز بلکه با موضوعات مشخصی مثل کمک هزینه خرید ملک یا خودرو و. به فرد پرداخت می‌شوند پس نمی‌توان آن را پس‌انداز کرد دومین نکته این است که بانک برای وام‌های پرداختی هزینه و کارمزد دریافت می‌کند و مثلا سالانه ۱۶درصد کارمزد وام پرداختی را می‌گیرد درحالی‌که بازدهی همان پول در یک سال ۱۰درصد است و در واقع فرد ۶درصد ضرر می‌کند.

بهترین پس‌انداز

هیچ‌وقت بهترین گزینه برای پس‌انداز وجود ندارد چرا که هر فردی شخصیت مالی مستقلی دارد و میزان خطرپذیری، سرمایه‌گذاری و طول مدتی که می‌تواند به پولی که پس‌انداز کرده دست نزند متفاوت از دیگران است. بهترین گزینه این است که ما به‌صورت لحظه‌ای خرج نکنیم، یعنی بتوانیم در خرج کردن خودمان را کنترل کنیم و با بودجه‌بندی و خرج نکردن حال‌مان خوب شود ‌و این حال خوب در آینده نیز استمرار داشته باشد. پس‌انداز کردن مسئله‌ای از مو باریک‌تر و از شمشیر برنده‌تر است یعنی باید طوری مسیر زندگی را جلو ببریم که حال الان‌مان بد نشود یا خوب شدن حال‌مان در زمان فعلی باعث نشود که در آینده به‌ دلیل نداشتن پول حال‌مان بد شود. باید همواره راه تعادل را در پیش بگیریم و به اندازه‌ای که حال‌مان خوب می‌شود خرج کنیم تا بتوانیم در آینده نیز از پس هزینه‌هایمان برآییم.

شاخص دلار دوباره بالا رفت

به گزارش رویترز، فضای ریسک بر سر بازارهای ارز بیش از پیش تشدید شده است. معامله گران نگران اند فضای تنش بین آمریکا و شرکای تجاری بزرگش تا پیش از انتخابات روی دور تند افزایشی باشد و این مساله بیش از پیش فشار روی اقتصاد جهانی را که به دلیل کرونا با مشکلات زیادی روبروست، تشدید کند.

دونالد ترامپ- رییس جمهور آمریکا در پاسخ به رای سازمان تجارت جهانی به سود اروپا تهدید کرده است که اگر اروپا اقدام به چنین کاری کند، آمریکا سخت تر به این اقدام پاسخ متقابل خواهد داد و وی مطمین است که اروپایی ها خواهان چنین وضعی نیستند. پیش تر سازمان تجارت جهانی پس از اعمال تعرفه آمریکا روی برخی از محصولات اروپایی نظیر هواپیما به اتحادیه اروپا اجازه داده بود تا روی واردات کالاهایی به ارزش چهار میلیارد دلار از آمریکا تعرفه اضافی وضع کند.

برونو لومر- وزیر دارایی فرانسه – از کشورهای اروپایی خواسته است تا موضع واحدی در برابر این مساله اتخاذ کنند.

اولاف شولتس- وزیر دارایی آلمان – نیز خواهان همبستگی بیشتر اروپایی ها شده و گفته است که در صورت وحدت رویه، کشورهای اروپایی می توانند تا پیش از پایان سال ۲۰۲۲، میزان تولیدات ناخالص داخلی خود را به سطوح قبل از بحران کرونا برسانند.

تنش ها بین چین و آمریکا نیز مجددا بالا گرفته و بلومبرگ از احتمال تحریم غول های پرداختی چین یعنی علی پی و وی چت پی توسط آمریکا به دلیل آنچه نگرانی های امنیتی خوانده شده است، خبر داد. وزارت خارجه چین در واکنش به این خبر گفته است آمریکا با مفهوم امنیت ملی بازی می کند تا سیاست های خود را تحمیل کند و ارتش چین نیز در هشداری به آمریکا اعلام کرده است دست از اقدامات تحریک آمیز بردارد.

پیش تر نیز وزیر امور خارجه چین خواستار تشکیل جبهه واحد کشورهای آسیای شرقی در برابر توسعه طلبی های آمریکا شده بود.

سخنگوی وزارت خارجه چین نیز گفته است که دوران ابرقدرتی آمریکا به سر آمده است. چین و آمریکا هنوز نتوانسته اند به توافقی برای از سرگیری مذاکرات تجاری خود برسند و تعهدات دوطرف در قالب فاز نخست توافق تجاری نیز هنوز به طور کامل اجرایی نشده است.

ابتلا به کرونا همزمان با شروع فصل سرما در بسیاری از کشورهای جهان به سطح نگران کننده ای رسیده و این مساله باعث بازگشت برخی از محدودیت ها شده است. وضعیت به ویژه در اروپا هشدارآمیز است و فعالان بازار نگران اند ضربه دیگری به پیکر کم جان اقتصاد این کشورها وارد شود. لهستان، مجارستان و جمهوری چک از رکوردشکنی تعداد مبتلایان روزانه به کرونا خبر داده اند و در ورشو- ساعت مجاز برای حضور مردم در فروشگاه ها محدود شده است.

در آلمان، آنگلا مرکل- صدراعظم این کشور در نشستی مشترک با شهرداران ۱۱ شهر بزرگ این کشور اعمال محدودیت ها در صورت شیوع بیشتر بیماری را بررسی کرده است. در اسپانیا نیز با افزایش شمار مبتلایان، شهر مادرید به طور کامل قرنطینه شد. احتمال وقوع قرنطینه های مشابه در انگلیس نیز وجود دارد. تاکنون شهر لیورپول در انگلیس که بدترین وضعیت را از نظر شیوع کرونا دارد به طور کامل قرنطینه شده است.

تاکنون بیش از ۳۹ میلیون و ۶۵ هزار و ۲۳۴ مورد ابتلا به کرونا گزارش شده است که در این بین یک میلیون و ۱۰۰ هزار و ۶۲۴ نفر جان خود را از دست داده‌اند. در بین کشورهای مختلف، بالاترین تلفات مربوط به آمریکا با ۲۲۲ هزار و ۴۱۸ نفر، برزیل با ۱۵۱ هزار و ۹۷۱ نفر، هند با ۱۱۲ هزار و ۱۴۴ نفر، مکزیک با ۸۴ هزار و ۸۹۸ نفر و انگلیس با ۴۳ هزار و ۲۹۳ نفر بوده است.

با نزدیک شدن به موعد برگزاری زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، حساسیت معامله گران نسبت به تحولات سیاسی و انتخاباتی در این کشور نیز بیشتر شده است. تمایل دموکرات ها به اعمال سیاست های محرک در مقیاس بسیار بزرگ در تضاد با چیزی است که جمهوری خواهان در نظر دارند. دموکرات ها به صورت کلی خواهان افزایش مستقیم عرضه پول به شکل یارانه، تزریق نقدینگی به بازار و وام هستند در صورتی که جمهوری خواهان تقویت توان مالی اشخاص حقیقی و حقوقی از طریق غیرمستقیم نظیر کاهش نرخ مالیاتی را دنبال می کنند.

تحولات اخیر اقتصاد آمریکا باعث شده است تا بازار اوراق قرضه این کشور تحت تاثیر قرار بگیرد و این عملکرد به بازار ارز نیز منتقل شود. بازدهی اوراق قرضه وزارت خزانه داری که یکی از دماسنج های معامله گران برای پیش بینی اوضاع در ماه های آتی است از ماه آگوست تاکنون نتوانسته است از حبس کانال ۱.۷ درصدی خارج شود و اکنون با بن بست ایجاد شده در گفتگوهای بین دولت ترامپ و کنگره بر سر لایحه حمایتی جدید، این اوراق بیش از پیش تحت فشار قرار گرفته اند.

آمارهای منتشر شده از وضعیت تجاری آمریکا نشان دهنده آن است که کسری تجاری این کشور در ماه آگوست با افزایشی ۵.۹ درصدی همراه شده و به ۶۷.۱ میلیارد دلار رسیده که این رقم، بالاترین کسری تجاری ثبت شده آمریکا طی ۱۴ سال اخیر بوده است. از سوی دیگر چین نیز اعلام کرده است که میزان صادرات و وادرات این کشور در ماه سپتامبر رکوردشکنی کرده و واردات و صادرات این کشور طی این ماه به ترتیب ۱۳.۲ درصد و ۹.۹ درصد افزایش پیدا کرده است. چین کماکان تراز تجاری مثبت خود را با آمریکا حفظ و ۳۰.۷۵ میلیارد دلار بیشتر از واردات، به آمریکا صادرات داشته است.

متوسط نرخ تورم بزرگ‌ترین اقتصاد جهان در ۱۲ ماه منتهی به سپتامبر با ۰.۱ درصد افزایش نسبت به دوره مشابه منتهی به ماه قبل به سطح ۱.۴ درصد رسید که این نرخ تورم، بالاترین سطح تورمی ثبت شده در آمریکا در ۹ ماهه اخیر بوده است. در مدل جدید سیاست گذاری فدرال رزرو، اجازه داده خواهد شد تا برای تقویت رشد اقتصادی و تزریق نقدینگی لازم به بازارها، نرخ تورم از سطح دو درصدی هدف گذاری شده قبلی عبور کند اگر چه طبق گفته جروم پاول- رئیس بانک مرکزی آمریکا، اجازه فاصله گرفتن بیش از حد تورم از سطح دو درصدی داده نخواهد شد.

نیل جونز- کارشناس مسایل ارزی در بانک میزوهو – گفت: دارایی های پرریسک در شرایط فعلی کمتر مورد استقبال معامله گران قرار می گیرند چرا که احتمال بدتر شدن شرایط اقتصادی جهان وجود دارد. تا زمانی که معامله گران نسبت به آینده خوش بین نباشند، ترجیح خواهند داد سرمایه های در اختیار خود را در دارایی های امن نگهداری کنند و این تقاضا برای دارایی های امن احتمالا در کوتاه مدت در سطح نیرومندی باقی خواهد ماند.

شاخص دلار

شاخص دلار که نرخ برابری آن در مقابل سبدی از ارزهای جهانی را اندازه می‌گیرد، در معاملات امروز با ۰.۵۴ درصد افزایش نسبت به روز گذشته در سطح ۹۳.۸۷ واحد بسته شد. نرخ برابری هر فرانک سوئیس نیز معادل ۱.۰۹۲ دلار اعلام شد (نرخ های فوق بر حسب ساعت پایانی معاملات بازارهای ارزی نیویورک محاسبه شده است).

ارزهای اروپایی

در تازه‌ترین دور از معاملات، پوند با ۱.۰۳ درصد کاهش نسبت به روز قبل خود و به ازای ۱.۲۸۹ دلار مبادله شد. یورو ۰.۴۶ درصد پایین رفت و با عقب نشینی به کانال ۱.۱۶ به ۱.۱۶۹ دلار رسید.

ارزهای آسیایی

در معاملات بازارهای ارزی آسیایی، هر دلار با ۰.۳۶ درصد افزایش به ۱۰۵.۴۷۶ ین رسید. در برابر همتای استرالیایی، هر دلار آمریکا به ازای ۱.۴۱ دلار مبادله شد. همچنین نرخ برابری دلار معادل ۶.۷۲۵ یوان چین اعلام شد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.